من، جسم ، روان

بعد از ماه ها این دکتر و آن دکتر بالاخره پزشکی پیدا کردم که برای مریض هایش اهمیت انسانی قائل است.

وقت می گذارد و خوب می شنود و خوب راهنمایی می کند.

راستش را بخواهید در این چند ماه همه جور دکتری رفتم از متخصص هورمون و غدد بگیر تا زنان و روانپزشک.

سنتی و مدرن...

زن و مرد...

هر کدام بسته به تخصصشان تجویزی داشتند که من انجام ندادم.

امشب اما به یک نتیجه رسیدم همه آنها با وجود تمام تفاوت هایشان یک چیز را حتما برای من تجویز می کردند...

فعالیت شدید بدنی...

ماحصل و جمع بندی این دوره 6 ماهه این بود که مغز من به اندازه کافی درگیر است ولی بدنم نیاز به فعالیت دارد تا با سوخت و ساز خود فضا را برای فعالیت مغزی باز کند.

خودم هم تجربه اش را داشتم. روزهایی که فعالیت جسمی بالایی دارم سرحالتر و شاداب تر و خلاق ترم.به همه کارهایم می رسم و حتی بیش از برنامه ریزی تعیین شده وقت میاورم.

به هر حال همه آنان متفق القول فعالیت زیاد در طبیعت را برایم تجویز کردند.

یادتون است توی کتاب دینی مدرسه می گفت عقل حکم می کند که حتی وقتی یک بچه به شما هشداری می دهد، هوشیار تر عمل کنید.

حالا مدت هاست که که نه یک بچه که ده ها فرد عاقل و بالغ  و حتی مورد اعتماد به من هشدار هایی می دهند که تکرارش باعث حقانیتشان شده است.

به هر حال امشب به این نتیجه رسیدم که کلا زمینه کاریم را عوض کنم.

با توجه به شم مدیریتی و شخصیت سلطه جویم تنها کاری که به نظرم امد که در راستای تجویز اطبای محترم باشد چوپانی است...

هم در طبیعت است

هم تعداد کثیری زیردست مطیع دارم

هم گوشت کیلویی خدا تومان است!!!

پ.ن: هر چه بیشتر می گذرد بیشتر پی می برم در جای نادرست قرار گرفته ام و مسیر نادرست را پیموده ام. البته شاید نادرست نبوده ولی بیشتر از این جواب نمی دهد.

/ 6 نظر / 3 بازدید
اِلا

واي كه اگر با اين شم مديريتي و شخصيت سلطه جويي كه داري در يك كشور تراز اول مشغول به كار ميشدي، چه جايگاه و منصبي كه پيدا نميكردي! وااااااي كه اگر...[افسوس] جدا از مسائل مادي، با مهاجرت ميونه اي نداري؟؟؟؟؟؟؟ [سوال]

ژولیت

تو خیلی شبیه "مه" هستی که گاهی ازش می نویسم ترنم. از لحاظ روحیات و اخلاق و حتی توی کار و فعالیت و حتی کشش های مختلفی که نسبت به مردهای دور و برتون دارید. خیلی شبیه هم هستید گاهی فکر میکنم تو همون "مه" هستی یعنی اینجا وبلاگیه که "مه" توش می نویسه. میدونی حتی همزمان با هم شغل عوض می کنید. کارای شرکتتون به هم می ریزه و فشار کاری یکسانی رو تحمل میکنید. حالا راستشو بگو تو "مه" نیستی؟ [زبان]

ترنج

امیدوارم یا روحیه ات جور بشه، یا جسمت امون بده :)

واتو

چته تو؟ چرا اینجوری شدی؟

ملودی

دوستت دارم خودتونو و نوشته هاتونو و طرز فکرتون ، خیلی زیاد . نوشته هات وقتی میخونم لذت میبرم و عمیقا به فکر فرو میرم. خیلی همذات پنداری بالایی با نوشته هاتون دارم . ببخشید اگر دیر به دیر نظر میدم هر چند که همیشه منتظر آپ جدیدتون هستم.موفق باشی و شاد