شب اول

امشب را باید ثبت کنم ....

اولین شب در خانه جدید....

و من در هیاهوی زندگی و ادم ها ، کار و دوستان هنوز فرصتی برای فکر کردن به این تحول عظیم را نداشتم ...

چه باید بکنم ؟ نمی دانم ....

جای تعجب است که سال ها فکر می کردم روزی خانه ای برای خودم خواهم داشت و با چه ذوق و شوقی تدارک وسایلش را خواهم دید ... ولی این روزها تنها چیزی که در وجودم نیست ذوق و شوق است ... وسایل اولیه را از سر رفع تکلیف خریدم . برایم این یا آن فرق نمی کرد ...

شاید فکر می کنم سر فرصت با فراغت به خرید خواهم رفت و خانه را شکل خواهم داد...

خانه را مادر و خواهرم با ذوق وشوق چیده اند و من هنوز نرفته ام . عجله ای هم ندارم و حتی ذوقی ...

 قدر این موهبت را می دانم ولی دلیل اینهمه بی تفاوتی را نمی دانم ....

 

 

/ 5 نظر / 8 بازدید
fafa

عادت میکنی... عادت میکنیم... به سر شوق می یایی بهت قول میدم خصوصا اگر دی ماهی باشی..[نیشخند]

عروس خانم

فكر كنموقتي مسئله اي از وقت معقول خودش خارج بشه و به هنگام نباشه اين حالت رخ ميده

آزاده

سلام مبارک باشه خانوم به سلامتی . چرا این همه بی حوصله ؟فکر کن به یکی از آرزو هایت رسیدی و این خیلی شیرینه خوش بین باش دختری بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

عسل خانومی

دختر.............. مبارکه خونه نو........ حال و هواتو عوض میکنه شک نکن...[پلک]

ژولیت

مبارک باشه عزیزم. ایشالا همیشه به شادی و تغییرات مثبت بگذره برات