دست ها

عید شد و من باز اشک ریختم، این عید هیچ وقت بدون چشم تر نمی گذرد چرا که جان من معنای کلماتی را که می شنود را می فهمد و من نه، عید شد و باز من دستم در دست دیگری بود برای محکم کردن پیمان خواهرانه مان و من به ده دست دیگری می اندیشیدم که در این ده سال گرفته بودم، ده دست دیگری که به جز دو نفرشان بقیه از محرم ترین محرمانند و امن ترین امنیت ها،عید شد و من باز عهد بستم بهترین ها را برای خواهرم بخواهم و بدون او حتی وارد بهشت نشوم،و او نیز، مسئولیت سنگینی است، این را در این ده سال فهمیدم، در سالهایی که خواهران بعضی دوستانم راه دیگری پیش گرفتند و مسیرشان عوض شد، سالهایی که باید بین حال بد خودت و خواهرت یکی را انتخاب می کردی، سالهایی که فاصله ها زیاد شد و بعدمکانی فرصت با هم بودن ها را گرفت،.اما دیشب برای تک تکشان پیغام فرستادم که همانطور که بعد منزل نبود در سفر روحانی، دل من نیز به مهرشان گرم است و گرم خواهد ماند گرچه خودم شرط خواهری را خوب بجا نیاوردم.

/ 6 نظر / 3 بازدید
گلاره

عید شد و من باز اشک ریختم، این عید هیچ وقت بدون چشم تر نمی گذرد چرا که جان من معنای کلماتی را که می شنود را می فهمد و من نه... خیلی جمله ی قشنگی بود...[قلب][پلک][مغرور][گل] واقعا" آدم وقتی مظلومیت مولاعلی(ع) رو می بینه،نمیشه که این عید رو بدون دلتنگی و اشک بگذرونه!!!علی چقدر غریبه...چقدر غریبه برای آدمایی که هنوز درکش نکردن...به انسانیت و جلالش پی نبردن...[دلشکسته][ناراحت] عیدت مبارکـــــــــــــــــــــــــــ[لبخند][گل][لبخند][گل][لبخند] از قلب بزرگ و مهربونت التماس دعا دارم....[گل][گل][گل][گل] میشه بگی جریان این پیمان خواهرانه چیه؟[پلک]

علی

تو این روز عقد خواهریم می بندند مگه؟ اصلا داریم همچین چیزی؟ اگه دم دستتون بود یه منبع قابل اطمینان واسه این کار معرفی کنید لطفا.

گلاره

ممنون... خب می گفتی عقد اخوت می گرفتم چیه...[چشمک][پلک] حالا چند تا خواهر داری؟ فکر کنم از همدیگه ارث هم می گیرن...نه؟(منظورم اینه که در این حد واقعا" خواهر میشین...)

علی

اگه منبعشم بگید ممنون میشم. البته یه منبعم میتونه این باشه: خودم میگم.

مجيد شفيعي

عيدت مبارك انتخاب و تعهدت گرم و پر از لذت [گل]

sara

[ناراحت] عزیزم ... مهربون....