از قوه به فعل

زنگ زده و می گه :حواست باشه تو همسفراتون بالاخره یکی بالقوه مادر شوهر آینده می تونه باشه ! بهش می گم الان که من همه دسته گلام را به آب دادم و همه جور هنجار شکنی که در مخیله یک نفر می گنجه انجام دادم این را می گی ؟ می خندد و می گوید خوب بد هم نیست که از اول بداند پسر دست گلش را به کی می سپارد ! وقتی تماس را قطع می کنم فکر می کنم هیچ کار اشتباهی نکردم ولی همرنگ جماعت هم رفتار نکردم. اولویت من در این سفر ارتباط معنویم بود، انگار به خانه عزیزی می رفتم، قبل از سفر لباس ها را با وسواس انتخاب کردم، و همین شد که هیچ توجه نکردم به اینکه کی چی فکر می کند . در طول این سفر هیچ وقت چادر سر نکردم و تنها کسی بودم که همیشه با مانتوهای گشاد و شالهای رنگی به زیارت می رفت. چادر سر کردن در اماکنی مانند مکه ومدینه که فرهنگ های گوناگون تردد دارند فقط نماد کشور ایران است ولا غیر و کاربرد دیگری ندارد و وقتی چادر جزو پوشش روزمره من در کشورم نیست دلیلی نمی بینم آینجا هم استفاده کنم. تنها زنی بودم که هرشب ساعت ١١ تا ۶ صبح بیرون هتل بود! خوب است که مادر شوهران بالقوه این قسمت را متوجه نشدند! هرچند که تو حرم بودم ولی خوب دختر خوب با خورشید میاد خونه!؟ ایا؟ چند باری مسوولیت زنان کاروان را برعهده گرفتم که خودش داستانی است و ماجرا ها دارد. و دست آخر فکر کنم تنها کسی هستم که هربار حرف از خرید و سوغاتی شد هاج و واج و مبهوت نگاه کرد و دست آخر اعتراف کرد که چند تا بسته شکلات خریده و بیشترش را هم خورده ! و هیچ مرکز خریدی هم نرفته و صد البته هیچ کدام باور نکردند. و طبق معمول هم یک پای بحث و صحبت با حاج آقا و مدیر کاروان بودم ! فکر نمی کنم هیچ کدام از قوه به فعل تبدیل شوند با این وضعیت !!!

/ 11 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید

همین که به خریدگرایی و مصرف‌گرایی بی‌اعتنایی می‌کنید ارزشمند است، احسنت.

مونا

الان من دلم خواست عروسم بشی ,البته بعد ازذواج و پسرذار شدن

یسرا

راست گفته اون دوستتون ازاین به بعد حواستون باشه [گل] زیارت قبول منوهم فراموش نکن خواهرالتماس دعا[لبخند]

مجید

سلام زیارت قبول...

سمیه

یحتمل قیافه ت بعد از پی بردن به این واقعیت دیدنی بوده :-)

خلوت گزیده

باز هم زیارت قبول. فکر کنم بهتر که این بالقوه ها ،بالفعل نشوند.همینکه نقش بازی نکنی و خودت باشی یکدنیا می ارزد.

سحر

[لبخند]

مریم

زیارت قبول من هم تو کاروانمون تنها زنی بودم که چادر سر نکردم مانتو شلوار سفید همیشه میپوشیدم....حس قشنگیه خانهی خدا را دیدن و زیارتش ............

مهناز

زیارت قبول و دعاهاتون همگی انشالله مستجاب در مورد بالقوه و بالفعل هم زیاد فکر نکنین همه چیز دست خداست و هر وقت بخواد هر بالقوه ای رو به بالفعل تبدیل می کنه در یک چشم برهم زدن

مهتا

قربونت برم .اتفاقا خیلی هم عالی بودی. [لبخند] دعا میکنم تو سال 93کشف بشی:)