دل و کودک

اگر این فرایند همکاری را که دل و کودک درونم باهم دارند خودم در محیط کار داشتم الان وضعم توپ بود....

 دلم یک کفش طلایی می خواهد...

برای چی را نمی دانم.

نه لباسی دارم که کفش طلایی لازم داشته باشم و نه کفش طلایی از ضروریات است.

ولی عجیب دلم کفش طلایی می خواهد.

چرایش را نمی دانم ولی می دانم که زیر سر این کودک درون است.

حالا ته تهش چیست که تبلورش کفش طلایی است خدا می داند.

ولی عجیب است که داروی تمام غرغرهای کودک درون با خریدی ولو جزئی ساکت می شود

این را چند روز پیش وقتی فهمیدم که یکراست از بیمارستان مستقیم وارد قنادی مینیون شدم و دوتا بسته شکلات خریدم.

شکلاتی که هنوز از خرید قبلی توی یخچال داشتم ولی در آن لحظه فقط نیاز داشتم برای دلم و کودک درون راهبرش چیزی بخرم.

عجیب است این پیچیدگی درون

/ 3 نظر / 3 بازدید
نفس

عجیب و نامفهوم است این پیچیدگی درون!!کودکی که سالهاست گاه ناپیدا و گاه پیدا توی همه منطق ها و روزمرگی هایمان سرک می کشد...گاه بهانه میگیرد و گاه می رقصدو دست تکان می دهد....این روزها فکر می کنم در گذشته چقدر کودک درونم را نادیده گرفته ام و چقدر زیر بار سختی های جانکاه نفسش را گرفته ام......طفلک حق داردقیامت کند و پا به زمین بکوبد و بهانه پشت بهانه بگیرد.....این روزها دیگر هوای او را دارم .....برایش کفش پاشنه بلند می خرم...او را به کوه می برم و بی خیال حقوق ته کشیده ام برایش بستنی با طعم قهوه و تمشک می خرم.....اما نمی دانم چرا باز هم آرام نمیگیرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

م.ق

خوندن متنهای زیبای شما خیلی لذتبخشه از اینکه نوشته های زیبات رو اینجا میزاری سپاسگزارم . شاد باشی .

نینا

کودک درون فعالیتش را انجام میدهد این مودک چه ها که نمیکند