برق نگاه

عکس های جدید را که گذاشته ام، چند پیام از دوستان دور و نزدیکی که مدتهاست ندیده اند می رسد:

خوشحالم که چشم هایت می خندد.

چه خوب که برق چشم هایت برگشته است.

چشمهای شادت دوباره آشنا شد.

زیباتر شده ای و تبلورش در درخشش چشمهایت است.

و .....

من بی اختیار لبخند می زنم.

چه خوب که دوستانی دارم که اینچنین دقیق هستند و حال مرا می فهمند.

گرچه چشم های من آینه روحم هستند و خیلی زود همه چیز را لو می دهند ولی خوب است که حس خوبم را نیز منتقل می کنند.

روزگاری از ترس غمی که از چشمانم می ریخت مجبور بودم هیچ جا نباشم تا مبادا دلی بگیرد.

حالا خدا را شکر که روزگار می چرخد نه بر وفق مراد که غم های بزرگ همیشه هستند.

از مشکلات عزیزترینم تا پیچیدگی های مالی و ترسهای نهفته...

مهم این است که من قویتر هستم.

 و می توانم از آفتاب و باد و باران لذت ببرم.

می توانم مسیرم را دنبال کنم و حرص و جوش بخورم و باز به یاد بیاورم که هدفم چیز دیگر بود و باید دم را غنیمت دانست.

و همه اینها را مدیون خیلی چیزها هستم.

گذشت زمان

حمایت دوستان

شجاعت خودم

خانواده

مسیرم

شفاف بودنم با خودم

و ....

و خدایی که همین نزدیکی هاست.

/ 18 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امید

سلام خواهرم(اشکالی نداره که خواهر صداتون کنم؟) روایتی هست از پیامبر خطاب به ابوذر لینکش رو گذاشتم...دوست داشتم شما و خواننده های وبلاگت بخونند...یک جمله اش خیلی تکان دهنده بود برام: "اگر دنیا به اندازة بال مگس یا پشه‌ای نزد خداوند ارزش داشت، خداوند از آن، جرعة آبی به كافر نمی‌نوشاند" http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=934&articleID=375774

ندا

در اسلام کافر به کسی گفته می‌شود که منکر خدا است و موجودیت خدا (خالق جهان) را انکار می‌کند وکسی که معاد ویا رسالت و خاتم الاء نبیاء محمّد را منکر شود و یا کسی که یکی ازضروریات دین- مثل نماز و روزه- را منکر شود یا کسانی که دشمن یکی از امامان شیعه یا فاطمه باشند.[۲]( توضیح المسائل آیت‌الله وحید خراسانی)

ندا

این تعریف کافر تو ویکیپدیا بود تو ویکیفقیه هم تقریبا همچنین چیزییه من اگه بخوام این جمله ای که شما نقل کردین بپذیرم دنیا میشه دو دسته مسلمانان و کافران چه معنی داره؟همین روایات راست یا دروغ نیست که داعش و خیلی های دیگه رو تو کارشون محق میکنه

ندا

این یه جور فاشیسم مذهبیه...

یک منبع آگاه که نخواست نامش فاش شود!

خطاب به ندا: واقعیت اینه که اگر به وجود خدا اعتقاد داشته باشیم، در دنیا دو دسته آدم بیشتر نمیشه فرض کرد؛ کسانی که خدا از عملشون راضیه و کسانی که از عملشون راضی نیست. این دوگانه یه افراز و حصر عقلیه و نتیجتا یه گذاره‌ی همیشه صادقه. اعتقاد به یه گذاره درست نمیتونه منشأ فساد و خرابی باشه، اونچه که در دنیای واقعی ایجاد به قول تو فاشیسم مذهبی میکنه، اعتقاد به این نیست که مردم دنیا مسلما دو دسته خوب و بد (حالا به هر معنایی) هستن، بلکه اعتقاد به این مطلبه که «من» و «ما» جزو اون دسته خوبیم، اینه که باعث فساده. این روایت ها و صدها روایت دیگه رو در تأیید رفتار خودمون از کسانی بدون توجه به سیره عملی زندگیشون «دزدیدیم» که تا آخرین لحظات زندگیشون «نگران» عاقبت خودشون بودن، اونوقت «به ظاهر پیروان»شون که ماها باشیم «مطمئن» هستیم که حتما «خدا» توی تیم ماست! مؤمن واقعی با «خوف» و «رجا» زنده است. امید به اینکه خدا بپذیردش و ترس از اینکه نپذیردش. «هر کس» مطمئنه که در جبهه خداست و خوفی نداره، در واقع خدا رو نمیشناسه. نتیجشم میشه ه

امید

ببخشید این همه نقد و تحلیل مربوط به روایتی هست که گذاشتم؟ ای بابا چقدر پیچیده اش می کنید... خیلی ساده است مساله...دنبال تعریف کافر نیستیم که... خلاصه کلام میخواد بگه این دنیا اصل نیست..هدف و نهایت خلقت و افرینش نیست..این دنیا فانی هست و جاوید نیست....هدف خلقت انسان ماندن در این دنیا نیست.." خیلی پیچیده اش کردید با ذهنی پر از پیش فرض نقد تحلیل کردید..

ندا

من به تایید خدای نادیده و ناشناخته نیاز ندارم هر وقت از خودم راضی باشم بسه برام فقط در همین حد میپذیرم که آفریدگاری بوده و خلق کرده و نه علت خلق و نه مقصدو میدونم و برامم مهم نیست و فقط چون همه زاده شدیم بی هیچ اطلاعی میتونیم تو این تنهایی به هم کمک کنیم شاید یه خالق که به خلق کردن نیاز داره چون نمیدونم و فیلدمم نیست بیشتر از این چیزی نمیتونم بگم

...

میشه یک پست در مورد زندگی مجردی و سختیهاش بنویسی دوست دارم نظرتو بدونم.

ندا

شما که آگاهین آقای امید و راوی حدیث و مطمئن ،هدف غایی و نهایی زندگییه چییه!؟

ونند

الحمدلله