حسابی خوش گذشت

یک جمله ناخوشایندی که در اکثر وبلاگ های روزمره نویس زنانه می بینم و تنم را می لرزاند این جمله است:

رفتم فلان جا و کلی غیبت کردیم و حسابی خوش گذشت

راستش را بخواهید من خودم چندان امامزاده پاک و منزهی نیستم که زبانم به غیبت نچرخد و پشت سر دیگران به خصوص کسانی که دلم را رنجانده اند حالم را جا نیاورد.

و حتی در مواردی فکر می کنم وضع من از این دوستان فوق الذکر بدتر است چرا که روی غیبت هایم برچسب تحلیل می زنم و خودم را توجیح می کنم.

اما یک چیزی این وسط ازار دهنده است برایم.

نمی دانم آیا ریخته شدن قبح غیبت است؟

آیا ترویج ناخودآگاه غیبت به عنوان یک تفریح لذت بخش است؟

می دانید اگر این نویسندگان خیلی شیک و مجلسی می نوشتند رفتیم و کلی گپ زدیم و حسابی خوش گذشت هیچ اتفاق خاصی نمیفتاد ولی وقتی اینگونه بی پروا اشاره به غیبت کردنشان می کنند و از لذت حاصل از آن حرف می زنند تنم می لرزد.

بماند که اکثرا هم کسانی هستند که از دست زبان مادرشوهر به ستوه آمده و نالانند و می دانند حرف و حدیث ها چه به روز زندگی می آورد و خیلی هایشان هم زنان تحصیلکرده ای هستند که به جبر کودک نوپایشان خانه نشین شده اند.

دنیای مجازی باعث شده سبک زندگی ما به تدریج عوض شود، بسیار خزنده و زیرپوستی و از همین نکات کوچک می توان فهمید که چگونه فرهنگ خوب یا بد شیوع پیدا می کند و قبح ضد ارزشها شکسته می شود و یا ارزشها از بین می روند.

نوشته های هر کدام از ما وبلاگ نویس ها تاثیر خودش را در ساختن فرهنگ جدید این مرز و بوم دارد چرا که ناخودآگاه حرفها و نوشته ها را در دنیای واقعی رد و بدل می کنیم و سرعت تبادل اطلاعات خیلی بیشتر از سالها پیش است.

باید کمی مراقب باشیم، آنچه را که برای خود نمی پسندیم اینجا رواج ندهیم و مشوقش نباشیم.

مراقب انتخاب کلمات و جملاتمان باشیم.

مراقب ارزش هایمان باشیم.

خواهش می کنم.

/ 16 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمود

بازم سلام غیبت یعنی قضاوت اگر چه هم درست و راست باشد غلط است چرا چون قضاوت تو برای خودت در موقعیت خودت برای خودت بدرد می خورد چون توی موقعیت فرد مقابل نیستی که ببینی من چی می کشم منظور تو در این نظر غیبت کننده است گفتند لیلی زشت است مجنون گفت تو چه مدانی من از زیبائی لیلی چیزی میدانم که شما نمی دانید ای هفت گردون مست تو ما مهره‌ای در دست تو ای هست ما از هست تو در صد هزاران مرحبا خاموش کن پرده مدر سغراق خاموشان بخور ستار شو ستار شو خو گیر از حلم خدا خوشا بحال عاشقا........

نگار

ترنم سلام: من با این یادداشت شما کاملاً موافقم. یک موردش را می نویسم: این جمله را امروز در وبلاگ همسر و مادر جوان و نویسنده ای خواندم: "... با دوست جون حسابی جلوی سینک ظرفشویی در حالی که داریم ظروف رو تو ماشین ظرفشویی جا به جا می کنیم، غیبت می کنیم!! حسابی!! ..."

محبت

کلا با اینکه خودم اگه بفهمم کسی یک کلام پشت سرم حرف زده به شدت ناراحت و عصبی میشم ، ولی بعدش میشینم فک میکنم با خودم میگم بابا خودت هم صبح تا شب درباه خیلیاحرف میزنی !بعد متوجه خیلی چیزا میشم. چون انسان موجود اجتماعی هست کلا ، واسه همین اگه دقت کنی اگه درباره کسی یا کسانی حرف نزنیم ، خیلی زندگی سخت میشه البته غیر ممکن نمیشه فقط به شدت حرف کم میاد ! نکته مثبت هم داره. اگر دیگران رو نقد کنیم ، مثلا سه نفر پشت سر یک نفر ، شاید بشه به نکات مثبت و منفی بیشتری پی برد و راه حلی پیدا کرد که اون خوبی ها رو بهتر درک کنیم و برای منفی ها راه حلی پیدا کنیم که به اون شخص غایب بفهمونیم کارش یا اخلاقش مشکل داره. از سو تفاهم هم جلوگیری میشه. البته خیلی بهتره که رو در رو به خود شخص بگیم ولی از اونجا که خجالت و حیا همیشه بوده و هست ، شاید از باب روانی هم ادم تخلیه بشه و راه های بهتری پیدا کنه با حرف زدن پشت سر البته به قصد توهین و مسخره نه خیلی بده قبول دارم. ولی حالا دو دقیقه هم ادم بخنده اتفاق بزرگی نمیفته. فقط ایرانی ها هم اینطوری نیسند. کل عرب ها ترک ها ایتالیایی ها مکزیکی ها و کره ای اینطورین.

سمی

سلام ترنم خانم. خیلی خیلی خوبه که دغدغه های اجتماعی تون (اگه درست طبقه بندی کرده باشم) رو با بقیه به اشتراک می ذارید کسایی که بهش فک نکردن به فکر فرو می رن و کسایی هم که دغدغه شون بوده می فهمن تنها نیستن. تقریبا تمام مطالب وبلاگتونو خوندم و خوشحالم که اینجا رو پیدا کردم. در پناه خدا شاد و سلامت باشید

مرد متاهل

در چند روز اخير دعواي من و همسر خيلي بالا گرفته بود، تا جايي كه درباره طلاق هم حرف زديم ولي با اينكه خدا و اهل بيت(ع) خصوصاً حضرت ابوالفضل العباس(ع) به ما يك فرزند هم داده اند، ولي آنقدر داغ كرده بوديم كه راجع به طلاق هم بحث كرديم. اين دعواها مصادف شده بود با دو روز قبل از ميلاد امام حسين(ع) كه خانمم در يك پيامك نوشت: توي اين سه شب (سه شب ميلاد امام حسين(ع) و حضرت ابوالفضل العباس(ع) و امام سجاد(ع)) تكليف من و تو روشن ميشه و بالاخره تكليفمون روشن شد

مج

مرد متاهل جان بیان پاره ای از مشکلات خانوادگیدر هر فضایی صحیح نیست جرا که در واقع شان خودتان را پایین می اورید بهترین راه مراجعه به یک مشاور هست... . موفق باشید

مرد متاهل

آي كه اگه گيرت بيارم ميدونم چيكارت كنم لجمو درآوردي ديگه لجباااااززز

poplar

[گل][گل][گل]

ahmad

سلام ... از نوشته هام ناراحتت نشین ... من معلمم ... رشته تحصیلیم هم علوم تربیتی هستش ... فقط نسبت به نوشته ها حساسیت ویژه ای دارم ... نوشته ها رو میخونم با درونم ...