رنج و غم-۳

قبل از شروع مبحث راهکارها باید بگویم که اولا نباید انتظار داشته باشیم که با انجام هرکدام از این کارها سریعا حالمان خوب شود و به زندگی قبلی برگردیم چون به هرحال رنج و غم قسمتی از فرایند تغییر هستند و مسلما بعد از تغییر هیچ وقت همان انسان قبلی نخواهیم بود و البته نباید باشیم.

این راهکارها برای این است که انسانی که از این بحران بیرون می اید انسانی پخته تر مهربانتر و بهتر باشد و نه اینکه تلخ و افسرده زندگی را به کام خودش و دیگران جهنم کند.

وقتی دوباره دست نوشته ها را مرور می کردم  متوجه شدم که چقدر نسبت به آن گارد دارم و می خواهم فکر کنم که چقدر بی نتیجه هستند ولی مچ خودم را گرفتم که در استانه افسردگی حاد باید با تمام قوا با آن مبارزه کنم چون حتی اگر بخواهم دوباره شرایط را به وضعیت دلخواه برگردانم نیاز دارم شاداب قوی و با اعتماد به نفش باشم.

مسلم است که اگر رنج و غم ما به خاطر شکست ها است می خواهیم آن شکست را جبران کنیم . می خواهیم به دلدارمان ثابت کنیم که با از دست دادن ما ضرر کرده و یا به رقبا بفهمانیم که با ورشکستگی از میدان به در نخواهیم رفت و خلاصه نمی خواهیم دیگران از وضعیت اشفته ما سو استفاده کنند و ترجیح می دهیم شرایطی را فراهم کنیم که به نفع ما باشد . دلدارمان به سوی ما برگردد و یا کسب و کارمان را دوباره از سر بگیریم و یا حسودان و معاندان را نا امید کنیم.

به هر حال باید دوباره برخیزیم. درست است که توان نداریم. انگیزه نداریم. امید نداریم ولی ماندن در این شرایط به نفع ما نیست.

قانونی هست که می گوید رنج های انسان متناسب با میزان توانایی اوست و مسلما اگر طاقت تحملش را نداشت دچار این رنج نمی شد ولی مهم است چگونه از این بحران بیرون بیاییم.

هرکدام فکر می کنیم مشکل ما از مال دیگری سخت تر است ولی باید بدانیم که این مشکل من است و متناسب با من .

نمی توانم قضاوت کنم که من در شرایط دیگری چه واکنشی نشان می دادم.

شاید اگر توانم به اندازه دخترخاله همسایه مان بود منهم به خاطر ست نبودن مانیکورم با دستمال سفره های میز شام دچار رنج و تعب می شدم و یا شاید بمثل زن جوان سرایدار شرکت با داشتن شوهر معتاد و کودک کم توان ذهنی و بیماری سرطان هنوز به آینده امید داشتم.

به هر حال قرار است رنج و تعب وسایلی شوند برای رشد و پیشرفت و رسیدن به بلوغ.

پس باید دنیال راهکار بود.

/ 2 نظر / 3 بازدید
فینیکس

اگر بخواهم دوباره شرایط را به وضعیت دلخواه برگردانم نیاز دارم شاداب قوی و با"اعتماد به نفش"باشم...احسنت احسنت فتبارک الله احسن الخالقین.آبروی سی ساله معلم املای نیم سال دوم تحصیلی کلاس سوم ابتداییت را بردی.نقطه

گمراه

سلام من مدتی هست که به وبلاگ شما سرک میکشم و قبول دارم که تفریبا همه ماها دچار افسردگی شدیم و به قول شما ربطی هم به تاهل نداره... دوست دارم یک موردی رو که حتی با خانواده هم نمیشه مطرح کرد اینجا باز کنم البته اگر شما نظرتون رو بدید چون این بیشتر یک سوال از جامعه زنان ایران هست. (البته میدونم شما نماینده این جامعه نیستید ولی نظرتون و بیننده هاتون مهم هست برای بنده...) ببینید خانوم های ایرانی ایده آل شون چی هست؟؟؟ یک شوهر مهربون و پولدار و وفادار و خوش تیپ و ... (نگید که اینها نیست که اصلا باور نمیکنم.) بدون اینکه بخام باهاتون رودربایستی کنم بهتون میگم من اگر اون شرایط بالا رو داشتم لحظه ای به ازدواج فکر نمیکردم و بهتر بدونید مردهای ایرانی اکثرا از زور ناچاری به این ازدواج تن میدن چرا؟! دلیلش خیلی ساده هست... از روزی که انقلاب شد تمام کاباره ها و به قولی توالت ها رو بستن، خوب راه زندگی به شکلی غیر از ازدواج ممنوع و پر هزینه شد... حتما هم همه مردها تنوع طلبی رو رها کردن و چسبیدن به زن و زندگیشون آره؟؟؟ یا زیر بار زندگی و وام های رنگارنگ جوونیشون رو گذاشتن که نسل آینده رو بسازن اونم نسلی که الان تو خیابونها میبینم