متن قشنگی بود ...

من اگر مرد بودم و دست زنی را می گرفتم، پا به پایش فصل ها را قدم می زدم و برایش از عشق و دلدادگی می گفتم؛ تا لااقل یک دختر در دنیا از هیچ چیز نترسد!...شما زن ها را نمی شناسید! زن ها ترسو اند، زن ها از همه چیز می ترسند، از تنهایی، از دلتنگی، از دیروز، از فردا، از زشت شدن، از دیده نشدن، از جایگزین شدن، از تکراری شدن، از پیر شدن، از دوست داشته نشدن،... و مردها برای رفع این ترس ها نه نیازی به پول دارند، نه موقعیت و نه قدرت، نه زیبایی و نه زبان بازی! کافیست فقط حریم بازوانشان راست بگوید!کافیست دوست داشتن و ماندن را بلد باشند! تقصیر مردها بود که زن ها آن قدر عوض شدند. وقتی مردها شروع کردند به گرفتن احساس امنیت، زن ها عوض شدند. آن قدر که امنیت را در پولِ مردها دیدند، آن قدر که ترس از دوست داشته نشدن را با جراحی پلاستیک تاخت زدند، و ترس از تنها نشدن را با بچه دار شدن، و و و... عشق ورزیدن و عاشق کردن هنر مردانه ست؛ وقتی زن ها شروع می کنند به ناز خریدن و ناز کشیدن، تعادل دنیا به هم می خورد!

/ 12 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

ای مردشور هرچی مرده ببرن... من 20 سالمه ولی به خاطر یه مرد زندگیم زیر و رو شده.. حالم از خودم و ضعفم در برابرش به هم می خوره... هزار بار تصمیم گرفتم فرامووشش کنم و بره گم شه ولی نمی تونم نمی تونم نمی تونم.. فقط کافیه ببینمش... فقط کافیه ببینم آنلاینه... دیگه اونوقت خودم نیستم می میرم من می ترسم. اون منو نمی خواد.

متن فوق العاده بود و باعث خوشحالی که نویسنده اش یک مرد بوده...

ماهدیس

منم تایید میکنم ...واقعا متن قشنگی بود. حرفی بود برخواسته از دل... فکر کنم تمام دختران و زنان عالم با آن همذات پنداری کنند. مرسی

مجيد شفيعي

سلام ايراد ماها شايد اين باشه كه زندگي رو تو با هم بودن ترجمه ميكنيم و هميشه دنبال نداشته هامون هستيم اگر بلد بوديم رو پاهاي خودمون وايسيم اگر بهمون نگفته بودن زن چنين است و زن چنان اگر بلد بوديم زن زن است و مرد مرد اگر بلد بوديم اون وقت شايد ميتونستيم از زندگي لذت ببريم تا وقتي زن دنبال مرد قدرتمنده نه دنبال قدرتمندترين مرد در دست رس تا وقتي مرد دنبال لذت بردن از زنِ اين عالم همين شكليه بريم ياد بگيريم آدم باشيم و جنسيتمون رو در جاي خودش فعال كنيم همين ترنم تو مرد رو بلد نيستي براش نسخه نده مثل ما مردا كه زن رو بلد نيستيم و نبايد براش نسخه بديم كافي مطمئن باشيم سر جامون هستيم همين بسه بخدا بسه :) @}-----

گلاره

"کافیست فقط حریم بازوانشان راست بگوید!کافیست دوست داشتن و ماندن را بلد باشند! تقصیر مردها بود که زن ها آن قدر عوض شدند. وقتی مردها شروع کردند به گرفتن احساس امنیت، زن ها عوض شدند. آن قدر که امنیت را در پولِ مردها دیدند، آن قدر که ترس از دوست داشته نشدن را با جراحی پلاستیک تاخت زدند..." واقعا" متن قشنگی بود...[قلب] ممنون که ما رو توی حس ها و خونده و نوشته های خوبت شریک می کنی...[گل]

گلاره

ما مرد رو بلد نیستیم و نباید براش نسخه بدیم![نیشخند][عینک] بزرگی میگه: اگه بتونین توی زندگی تون،یه مرد رو بشناسین، همه ی مردهای روی کره ی زمین رو شناختین...! اما بر فرض محال،حتی اگه موفق بشین یه زن رو بشناسین، هنوز بقیه ی زن ها رو نشناختین!!! ... [لبخند][عینک][پلک][مغرور][خنثی][متفکر][خرخون][گل]

نارون

نویسنده خانوم مهدیه لطیفی است، متن با کمی تغییر از این جا کپی شده http://mahdiehweblog.persianblog.ir/post/933/

مهدیه لطیفی .این متن از مهدیه لطیفی هستش. وبلاگش نوستالژی های سال ها بعد رو بخون. خط فکریش با شما مشترکه تقریبا. گاهی وقتا حس می کنم شما یک نفرید

گلاره

این مهدیه لطیفی اگه اشتباه نکنم همون مهیه لطیفی ایه که دختر محمد حسین لطیفی،کارگردان سینماو تلویزیونه...درسته؟ کسی اطلاعات موثق داره؟[لبخند]