سفر

رفتم...

برگشتم...

ولی در حقیقت

بردانده شدم...

برگردانده شدم...

/ 9 نظر / 25 بازدید
شيراز

نمیتونم با اطمینان بگم حس و حالتون در این پست چی بوده اما می تونم بااطمينان بگم كه خيلی ها، از اين همه ظرافت و عمق و احساس كه در نوشته هاتون هست، واقعا لذت می برن و با خيلی از حس هاتون، همذات پنداری می كنن. شاد باشيد، سالم باشيد و يك آرزوی بزرگ برای شما دارم: به معنای واقعی كلمه، مستدام باشيد :)

clapotis

لعنت به این اجبارها

شيرين

عزيزم....??

من افسردگی سی سالگی رو سرچ کردم، رسیدم اینجا. چهار روز،دیگه میشه سی سالم و خیلی ناراحتم

اصلا از جونیم هیچی نفهمیدم همش کار کردم، هیچکدوم از برنامه هام هم درست پیش نرفته. سی سالم شده هنوز هیچی ندارم، ماشبن خونه دوست دختر هم ندارم، داشتم پارسال قهر کرد رفت، گفت ادم نیستی تو

علی

"بردانده" یعنی چی؟!!! خوب خیلی راحت بگو "برده" شدم.

شيراز

آقای علی، برادر من، اگر مینوشتن برده شدم برگردانده شدم، خداییش به دل كی مینشست این نوشته؟ قشنگیش به اینه كه میدونیم چنین واژه ای نداریم. از یك طرف بار معنایی خاصی پیدا كرده، از طرفی طنزی هم وارد نوشته شده. انگار نویسنده این رفتن و برگشتن خیلی به دلش ننشسته اما نمیخواد شكایت كنه. قافیه هم كه ساختن. اینهمه صناعات ادبی ( یادم افتاد به شعر سعدی: این همه نقش عجب بر درو دیوار وجود ....) [لبخند]

مرضیه

شما وبلاگتون فعاله مثل اول به نظرات مخاطبان هم جواب میدید چرا این اسم رو روی وبلاگتون گذاشتید نترسیدید مورد تمسخر قرار بگیرید چون متاسفانه طبق فرهنگ غلط به خانمایی که ازدواج نمیکنن حالا یا خودشون نمیخوان یا کیس مورد نظرشون پیدا نمیشه میگن ترشیده!تجرد پسر افتخاره تجرد دختر حقارت تا حالا شده مورد تمسخر پسرایی که توی وبلاگتون نظر میذارن قرار بگیرید من 17 سالمه ولی خب از این تمسخری که ممکنه سال های اینده باهاش روبرو بشم خیلی میترسم!چطور باهاش کنار اومدید؟ من منتظر جوابتون توی پیغام خصوصی وبلاگم هستم...یا اگر مطلبی درباره این تمسخر ها نوشتید خوشحال میشم خبرم کنید[گل]

مرضیه

چه ارامشی توی نوشتنتون حاکمه. حالا به نظرم زیادم این مسئله تجرد و تاهل مهم نیست در حد یه کار مستحب! خوشحال میشم من و لینک کنید