لاک خون کفتری

به ایستگاه که رسیدم خلوت بود.

توی دنیای خودم بودم  و منتظر آخرین قطار مترو...

ایستگاه های خلوت آخر شبهای زمستان برایم حال و هوای خاصی دارند.

ترجیح دادم در همان دنیای خودم بمانم تا وارد فضای مترو شوم.

قطار که رسید بی عجله سوار شدم.

واگن زنانه خلوت بود.

تک و توک مسافران آخر شب بودند.

لابد هرکدام قصه خودشان را داشتند که این موقع شب هنوز در راه بودند.

دخترک خوش رنگ و لعابی کنار نشست.

برخلاف من و زنی که روبرویم نشسته بود حسابی به خودش رسیده بود.

کرم پودر خوشرنگش

ابروهای تتو شده

سایه پشت چشم

خط چشم صاف

مبهوت نگاهش می کردم و فکر می کردم چرا من اینهمه وقت برای آرایش نمی گذارم.

لاک ناخن های مصنوعی بلندش مطابق مد روز هر کدام به رنگی بود.

به دست های خودم نگاه کردم

منهم لاک صورتی کمرنگی داشتم.

برای دل خودم

نگاهم به زن روبرو افتاد.

مقنعه و صورت بی آرایش خسته اش خبر از روز پر کاری را می داد که پشت سر گذاشته

به دستهایش نگاه کردم

او هم لاک صورتی داشت روی ناخن هایی که مثل ناخن های من کوتاه بودند.

حتما او هم برای دل خودش لاک می زند.

بعد متوجه شدم چقدر این لاک وصله ناجوریست برای من و او

چقدر به بقیه خستگی هایمان نمی آید.

انگار نمی چسبد به کلیت وجودمان

همان وجودی که به مدد زندگی مردانه ای که پیش گرفته ایم زنانگی کمرنگی دارد.

لاک باید هماهنگ باشد با بقیه عناصر زنانه

مثل آن دخترک خوش بر و رو

لاک های ناخن های من و امثال من انگار اخرین تلاش های زنانگی در حال مرگند.

وصله ای ناجور

انگار کفش پاشنه بلند را با پیجامه بپوشی...

لاک زدن خوشحالم می کند حتی اگر فقط همین فرصت های یک هفته ای در ماه باشد.

اما کم است

برای زنده کردن زنانگی از دست رفته کم است.

/ 13 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عمه

بنظرت کارکدوم درسته؟ اونیکه برای دیگری می آرایدویا اونی که دل خودشو خوشحال میکند؟ممکنست دیگرانی نپسندنداما کاربرای خو د ،همیشه آرامش ورضایت می آورد.

ربابه

سلام ترنم جان خوبی زیاد میخونمت..قبلا کامنت گذاشتم منو یادته؟ میگنپم چرا تو اینقدر انرژی منفی به خودت میدی؟ خیلی بده نیست؟ منم مثل توام گاهی ولی خب فقط گاهی...ولی تو اکثرا هستی. دوست ندارم باشی خب.. منم مث تو زیاد فکر مکینم ادما رو تجزیه تحلیل میکنم خودمو باهاشون مقایسه میکنم ..اما تازگی ها دارم یاد میگیرم اینقدر منفی نباشم..تو که گیس گلابتون رو میخونی.. منم زیاد میخونمش.. خیلی چیزا ازش یاد گرفتم..ادما تو هر موقعیتی مشکلات دارن ولی نباید بذاریم اونا ما رو تحت تاثیر قرار بدن .. ببخشید اگه جسارتی شد..کلا گفتم ..منظورم فقط به این پستت نبود..

امير خان

من نظرم اينه ملتي كه اين وب رو ميخونين اين ترنم براي دلش اينجا مينويسه كه نوشته باشه فقط باور كنين چيزي توو دلش نيست!!! هي شماها مياين اينجا غصه اش رو ميخورين كه چي بشه؟ بابا اين كارش از غصه گذشته تبديل به قصه شده!!! همتون ميخواين بهش روحيه بدين كه چي بشه؟ هان؟

جولیت

اما لاک خوب است. حتی اگر یک هفته باشد، حتی اگر یک لاک صورتی کمرنگ لب پر شده باشد، ما لاک را دوست می داریم. [مغرور]

جولیت

نظر حورا جالب بود

ربابه

راهکار؟ مشخصه دیگه.. منفی نباشی..خوشحال شده بودم که نظر سنجی واسه اهنگ گذاشتی..ولی بازم همین موند..فکر میکردم ممکنه عوض شه..خب همین اهنگ غمگین نیست؟ نمیدونم منم مثل تو مجردم وشاغل و پول دارم ..ولی پایه ندارم.. گاهی درکت میکنم...ولی خب زندگی تو طبعا زیاد با من فرق داره..نمیدونم چه راهکاری برای تو مناسب هست..اینو خودت باید تعیین کنی.. ولی خب نتیجه اش باید یه چیز باشه ...تو خوشحال باشی و شاد باشی .. به نظر تو چه دلیلی مهمی برای خوشحال نبودن ما وجود داره ؟ هیچی..همین که سالمیم شاغلیم و... کمه ؟ تو رو نمیدونم ولی خودم گاهی که از مجرد بودن خسته میشم میگم تو مطمئنی اگه یه روزی ازدواج کنی حسرت همین روزها رو نمیخوری؟! ترنم جان دلم نمیخواست حرفام شبیه نصیحت بشه ..میدونم تو خیلی بیشتر از من میدونی..بلدی و خوندی وشنیدی فقط دلم میخواست بتونی شادتر باشی..مثل خودم که دارم سعی میکنم

فاطمه

برو تو کار مراقبت از پوست ، دنیاییه برا خودش ، تو من که خیلی زنانگیم رو بالا اورده ، وقتی داری انجامش ملکه بودن رو تجربه میکنی ;)

فینیکس

من هیچوفت لاک نزدم آرایش هم نکردم حتی مانتو و زوسری هم نخریدم...آخه این کارا برای مرد افت داره...هه هه هه..بسه برم بخوابم

سحر

خيلي قشنگ حرف دل خيلي از آدمارو با احساس بيان ميكني، من با اينكه متاهلم ولي دقيقا حال و روز نوشته هاتو درك ميكنم و خيلي هاش حال خودمه [چشمک]