عرفه

فردا روز عرفه است و پس فردا عید قربان.

هنوز برای قربانی عید قربان تصمیم نگرفته ام.

چیزی که خیلی دوست دارم را هدیه دهم و تجربه نشان داده که اگر چنین نکنم دیر یا زود آن چیز را از دست خواهم داد.

مثل بن سای افرای نازنینم...

سپید گفت دلش خلوت می خواهد.

منهم دلم خلوت می خواهد اما نه خلوت شهر

دلم خلوت طبیعت را می خواهد

بی کران آسمان

یک جایی که خدا نزدیک تر باشد...

خدا داشته باشد...

تهران خدا ندارد.

خدایش پشت لایه ای از غبار و ابر سیاه گم شده...

باید آنقدر کار خوب کنی تا بتوانی روزنه ای باز کنی به آن سوی سیاهی ها...

و من منفعل تر از آنم...

روز عرفه...

دعای عرفه که می گویند از عجیب ترین دعاهاست

و من به نسیمی که در بالای جبل الرحمه می وزید فکر می کنم.

به بیابان بیکران پیش رو

به کوهی که بیشمار انسان و هزاران پیامبر قدم بر آن گذاشته بودند.

به جایی که آدم به حوا رسید.

جایی که گناهانش بخشوده شد.

دلم آن نسیم بالای جبل الرحمه را می خواهد که در تنم بپیچد .

/ 3 نظر / 21 بازدید
ساریتوس

سلام وبتون رو از تازه آپ شده های پرشین اتفاقی پیدا کردم؛ با اجازه تو لینک دوستانم اضافه تون کردم تا بیشتر از مطالبتون بخونم... راستی ایده خیلی خوبی داشتین... منم به فکر انداختین که چی رو میتونم قربونی کنم به مناسبت این عید... نمی دونم واقعاً...

sajad

چه خوب شد عرفه دلبرم صدایم کرد خدا به خاطر ارباب این عطایم کرد چه منتی که در این روز معرفت، ارباب به خوان نعمت العفو خودگدایم کرد.

مهناز

به امید اینکه خداوند از پشت همه این سیاهی ها و گرد و غبارها یه نگاه خاص و ویژه به همه ما بندازه . در مورد قربانی من فکر کنم بتونم یه مقدار پول قربانی کنم برای یه موسسه خیریه توانم انقدره البته خیلی هم دارم خودم رو و عقاید و رفتارم رو بررسی می کنم تا اگه بشه یه سری از صفات بد و عقاید مزخرفم رو هم اصلاح کنم و شاید قربانی کنم