باران

چند روزی هست که باران می بارد و من اونقدر درگیر کار بودم که نتوانستم لذت باران را درک کنم .

امروز اما خانه نشسته ام . قرار است گزارشی تحقیقی به مدیرم تحویل دهم . به پست و بلندهای یک ماه گذشته فکر می کنم و ادم هایی که کنارشان قرار گرفته ام و تمام اتفاق های این یک ماهه .

شاید سالهاست که وضعیت امروزم جزئی از رویاهایم بوده ، باران ، چای گرم و ذهنی که درگیر یک کار تحقیقی است....

اما طبق معمول یک جای قضیه لنگ است . تغییر کار اعتماد به نفسم را متزلزل کرده ولی وقتی می بینم دیگر همکارانم چگونه اشتباهات خود را ندید می گیرند به خود می گویم نباید ضعف نشان داد آنهم وقتی که اشتباهات من ناشی از ندانستن روند کار است واشتباهات آنها ناشی از ندانستن کل کار.

اما می دانم که زیر همه اینها جلب رضایت اوست.

کامل و بی نقص بودن .

و همین باعث می شود که بیش از حد مته به خشخاش بگذارم و به خودم فشار بیاورم در صورتیکه کارم را همه تائید می کنند و نیازی به اینهمه وسواس نیست.

سطح توقعم را باید از خودم و او کمتر کنم.

خودم باشم و نه یک موجود آرمانی و بی عیب و نقص.

مهم این است که خودم باشم.

/ 3 نظر / 10 بازدید
fafa

تو هم مثل منی واسه کار خیلی حرص و جوش می زنی نه؟ من سیاست کاری ندارم یعنی نمی دونم چطوری باید به زیاده خواهیهای یه مقام بالادستی نه گفت

سپيده

سلام موافقم باهات . بايد سطح توقع ديگران رو اورد پايين . منم اينقدر دوست دارم تو محيط کارم همه چي بدون عيب و نقص باشه که باعث شدم ديگران توقع کوچکترين اشتباه رو هم ازم نداشته باشند . در حاليکه توي همکاران مي بينم اونهايي که زياد حساسيت روي اشتباهاتشون نشون نمي دن ،‌راحت ترند و ارامش بيشتري دارند . ولي خوب به هر حال تا الان که نتونستم خودم رو تغيير بدم .

علی

سلام موافقم باهات منم آرمانی فکر کردن باعث میشه انسان همیشه از خودش ناراضی باشه و این باعث بروز مشکلات روحی زیادی میشه متاسفانه من خودم هم اینجوری هستم