راه یا مقصد

ادمها یا هدفگرا هستند یا فرایندگرا. من ادم فرایند هستم، انقدر که مسیر برایم ارزش دارد رسیدن اهمیت ندارد و به همین خاطر گاه همین طی مسیر انقدر طول می کشد که یادم می رود کجا می خواستم بروم، ادم هدف گرا چشم می دوزد به مقصد و به دور و برش توجه نمی کند، می تازد و می رود تا برسد ولی من و امسال من نه، یک گل و یک پروانه شاید روزها و ساعت ها توی راه نگهمان دارد و حتی گاهی وسوسه تجربه کوره راه های بین مسیر. همین می شود که وقتی می نشینیم به محاسبه و نگاه به رهنگاشتمان می کنیم سردرگم می شویم که من کجا و اینجا کجا . و اینکه چرا باید الان اینجا باشم در صورتیکه طبق برنامه الان باید جایی دیگر بودم و دستاورد دیگری می داشتم. و بعد یادمان می اید که برنامه رسیدن بود اما روشی که با آن مسیر را طی می کردیم مال این برنامه و زمانبندی نبود و در عوضش چیزهایی بدست آوردیم که شاید اگر طبق برنامه جلو می رفتیم هیچ وقت متوجه انها نمی شدیم. اما حقیقتش این است که باید بین هدفگرا بودن و فرایندگرا بودن اعتدال ایجاد کرد، اگر یکسر بخواهی در مسیر بمانی همیشه چیزهایی هست که جذبت کند و اگر بخواهی مستقیم و معطوف به هدف پیش بروی خیلی از فرصت ها اا از دست خواهی داد و زمانی که به هدفت می رسی می بینی ارزشش کمتر از ان بوده که از لحظات خاصی چشم پوشی کنی. به هر حال اعتدال برای منی که حد نهایت فرایند گرا بودن هستم بسیار سخت است ولی به این نتیجه رسیده ام که صرف لذت از مسیر کافی نیست و باید به هدف و مقصد رسید و برایش برنامه معتدل و معقول داشت.

/ 9 نظر / 17 بازدید
طاهره

سلام دوست عزیز مهم نیست اسمت کیست همین که با هم همدردیم برایم کلی کی ارزد این روزها حال من هم خوش نیست خیلی دلم گرفته است از خیلی چیزها نمیدانی با چه بدبختی دارم خودم را برای امتحان دکتری اماده می کنم گاهی فکر می کنم این کارها برای فرار از تنهائی است تنهایی که تمام زندگی ام را مثل کابوس سیاه کرده و لحظه ای آرامم نمی گذارد برایت دعا میکنم و برایم دعا کنم که سخخخخخخخخخخخخخخخت محتاجم

گلاره

سلام بانو... سپندارمذ رو بهتون تبریک میگم...[لبخند][قلب][ماچ][گل][گل][گل]

گلاره

آورین...به این میگن میزگرد روانشناسی![بغل][پلک][مغرور] "زمانی که به هدفت می رسی می بینی ارزشش کمتر از ان بوده که از لحظات خاصی چشم پوشی کنی"[قلب]

سامان

اینکه نوشتی یه آدم فرایند گرا هستی و (بیشتر) مسیر برات ارزش داره تا هدف، پس این دیدگاه با سرمقاله وبلاگت که نوشتی " آدم موفق کسیه که هدف داره و برای رسیدن به هدفش همراهشو برمیگزینه" یه کمی اختلاف داره! یعنی روشی رو در پیش گرفتی که بهش اعتقاد نداری؟

سامان

ببخشید از سماجت بنده پس هدف یعنی طی مسیری برای رسیدن به جایی که معلوم و مشخص نیست ؟؟ !!

گلاره

منظورت اینه ترنم جان؟ : موجیم و وصل ما ، از خود بریدن است ساحل بهانه ای است ، رفتن، رسیدن است...[قلب][لبخند][گل]

هانیه

طاهره جان ما همه تنهاییم.هنر ادها تو تنها گذاشتن و از پشت خنجر زدن خلاصه میشه.راستی دلم میخواد بدونم چند سالته طاهره؟

بهزاد

نظر حقیر نویسنده محترم این متن را تحت تاثیر یک اتفاق یا یک رخ داد بوجود آمده نوشته است. یعنی دقیقا تحت تاثیر یکی از همان کوره راه ها که با خود خلوتی داشته و در نتیجه آن به تحلیل خود پرداخته است و از آنجا انسان ها را به دو گروه فرآیند گرا و هدف گرا تقسیم کرده اند وحال اینکه در اصل جدا از گونه گونی, همه انسان ها تابع و راه رو یک هدف منفرد خلق شده اند و آن چیزی نیست جز کشف حقیقتی که در ورای چشمان و حواس ما است. همان رفتن در کوره راه هم جزوی از جستجو بدنبال حقیقت است. اما چرا انسان ها با هم تفاوت می یابند و رتبه بندی می شوند مربوط به بسیاری عوامل محیطی و تربیتی است. متاسفانه کشف حقیقت محض با این وجود خاکی میسر نیست و آنچه برای ما می ماند صرفا تلاش برای برقراری ارتباط بین حلقه های یافته شده است. حقیقت آنزمان آشکار خواهد شد که در فضای n بعدی وارد شویم و از لایه های ماورای این جهان فعلی, به زبر که در اصل جهان دون فعلی است بنگریم. و از همین روست که من بی صبرانه منتظر عبور از این جهان که سراسر آن فقط مسیر است و بس هستم تا آن واقعیت ناب و اصیل بدست آورم یا حداقل به آن نزدیک شوم. تا کنون هر آنچه دارم جز شک وگمان نیست.