روزگار

به رفتنش فکر می کنم

و همه آدم هایی که می توانند لحظه ای دیگر نباشند.

یک سال بیشتر است که زندگیم را بر مبنای همین نبودن ها چیده ام

رفتن ها

و درک حضور آدم ها اولویت اول زندگیم است

هرچه عزیزتر حضورشان مغتنم تر

مهم تر از بودن با آدم هایی که دوستشان دارم در زندگیم نیست

ادم هایی که به راحتی می توانند نباشند

مهم نیست آنها به حضور من توجه دارند یا نه

مهم این است که من در کنارشان هستم

نگاهشان می کنم

و گهگاه لمسشان

گذر زمان را در چهرشان می بینم

غمشان سخت است

شادیشان شیرین

زندگی همین است

عمری گذشت تا فهمیدم زندگیم یعنی همینآدم ها

همین باهم بودن ها

لحظات نابی که حضورشان برایت می آفریند

زمان می گذرد

خاطره ها سریع شکل می گیرند

و حسرت

/ 7 نظر / 41 بازدید
فروغ

سلام.. اول باره که وبلاگت رو میبینم.. کاملا با حرفاتون که تو پروفایلت زدی موافقم صد در صد.. ازدواج ناخوشایند صدمه به روح و روان ادمی است. خوشحالم که فعلا مجردم ولی همراه و عشق زندگیم رو پیدا کردم.. مهم یافتن نیمه گمشده است.. که عاشق هم بشیم و شریک غم و شادی هم. حرف مردم باد هواست

علی

نقطه ای، ویرگولی، چیزی بذار تا بشه خوند!

فرزانه

سلام.ترنم.جان.ببخشيد.خارج.از.بحث درخواستي ميکنم بلاگفا دو هفته قطع شده و قادر به تايپ در وبلاگ عطر نارنج نيستم.وبلاگ شما هم بلاگفا هست?و ايا راه حلي براي ثبت نوشته ها در بلاگفا با توجه به اينکه از دسترس خارج شده سراغ داريد،ممنون ميشم راهنماييم کني..

امید

یک شعر زیبا از علامه طباطبایی:(ظاهرا ماجرای سخنی است که استاد علامه به او می گوید) دوش که غم پرده ما می‌درید/خار غم اندر دل ما می‌خلید در بَرِ استاد خرد پیشه‌ام/طرح نمودم غم و اندیشه‌ام کاو به کف آیینه تدبیر داشت/بخت جوان و خرد پیر داشت پیر خرد پیشه و نورانی‌ام/برد ز دل زنگ پریشانی‌ام گفت که «در زندگی ‌آزاد باش!/هان! گذران است جهان شاد باش! رو به خودت نسبت هستی مده!/دل به چنین مستی و پستی مده! زانچه نداری ز چه افسرده‌ای/و زغم و اندوه دل آزرده‌ای؟! گر ببرد ور بدهد دست دوست/ور بِبَرد ور بنهد مُلک اوست ور بِکِشی یا بکُشی دیو غم/کج نشود دست قضا را قلم آنچه خدا خواست همان می‌شود/وانچه دلت خواست نه آن می‌شود

ندا

من کوتاهی میکنم تو این زمینه خودخواهیه چون تنهایی راحتترم البته خیلی اوقات چون فک میکنم ممکنه ناخواسته بهشون انرژی منفی بدم خودمو از دیدارشون محروم میکنم ولی با نوشتتون چقدر دلم گرفت چقدر خاطرات با هم بودنام داره کم میشه ممنون از تلنگرت سعیمو میکنم شاید شذ[رویا]

ندا

قبلنا دو تا وعده داده بودین به دوسداراتون اینجا یکی اینکه از شیوه برنامه ریزیتون بگین دوم ابنکه چه رابطه ای ،چه تصمیمی عقلانییه چه ویزگیهایی داره اصلا؟ 'هر وقت شکست میخوریم میگن احساسی برخورد کردی و بالعکس و من میمونم با یه سوال بزرگ که پارامترام و کنش و واکنشام تو دو حالت خیلی تفاوتی نداشت که!!!'busy هستین و الانم عمگین هر وقت مقدور بود براتون خیلی دوست دارم ازتون گاید بگیرم

سحر

[قلب]