مردان خدا

یکی از نکات خوبی که شغلم دارد ، حضور در مجامعی است که انسان های بزرگی را در آنها ملاقات می کنم.

دیدن کارآفرینان و مدیرانی که سالها برای این کشور زحمت کشیده اند و توانسته اند صنعت این مرز و بوم را هرچند ناچیز از افتادن ورطه نابودی حفظ کنند.

گرچه شاید کارشان قطره ای در دریا باشد و آب در کویر ریختن ولی حضورشان باعث می شود دلگرم شوم.

یکشنبه یکی از این روزهای خوب بود.

دیدن آدم های زحمتکش و ثابت قدمی که از راه تلاش توانسته اند پیشرفت کنند و نهالی را به ثمر برسانند.

آدمهای مانند آقای زینی لایکو و یا آقای پایداری میهن و  مهین دخت سرلتی یا خیلی از آدم هایی که در برهه ای از زمان تصمیم به ساختن گرفتند و جلو رفتند...

این افراد از نظر من اولیای خدا هستند.

/ 12 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ندا

آزادی نظر وجود داره فقط واسم سواله شما و خیلییهای دیگه سریع یه جمله یه روایت یه آیه عربی چاشنییه خوبها و خوبیها میکنین فارسی نمیشه گفت؟ فقط اسلام و عربی راست و درسته؟ کلاس داره این کار و یا نشون میده خیلی مخلصن؟ چرا قسمتای وحشتناک روایت و ضمیمه نمیشه هیچ وقت خود سانسوریه ،خود فریبیه یا دلخوش کنکه که راهشون درسته؟

ندا

قصد توهین نه به درخت سبز بود و نه موارده مشابه باور کن فقط سوال بود واسه کسی که راهش راهه شما نیست

منیر

سلام دوست من... مدتیست وبلاگ شمارامی خوانم.. حس میکنم خدا مرا فراموش کرده... امروز رفته بودم چشم پزشکی.. وقتی توی پرونده دیدم سنم را سی و یک نوشتن خیلی بغض کردم... مطالبی ک شما مینویسید همه اش حرف دل منه... وقتی تنهام و ناراحت... سریعا میام وبلاگ شما... میبینم دقیقا همون اتفاقاتی ک برام افتاده ...ازطرف شماپیج شده... یعنی شک میکنم ک شاید خودم نوشته باشم... متنفرم از اوناییک میگن تنهایی درد نیست.. تنها یک تنها می داند که تنهایی تنها درد یک تنها نیست... وقتی باتمام لیاقت و موفقیتی ک داشتی و باتمام خوبیها و مهربانی هایت ... همه ی خواهرانت ک از تو کوچکترن و هرکدام صاحب فرزند و زندگی و ازادانه..... چرابغض نکنم... من سی و یک سالمه ... فوق لیسانس... دبیر... خیلی هم موفق...ولی هیچ یک ازموفقیت هایم نمی تواند مرا دلخوش زندگی کند.. زندگی یعنی داشتن یک خانواده... یکی نگرانت باشد... یکی هوایت راداشته باشد مگرمن چ گناهی کرده ام ک اینقد تنهایم...وخواهران و دوستانن خونه و زندگی و بچه هایشان را به رخم میکشند.. فقط خدامیداند که چقدر تنهایم...

درخت سبز

ندا جان این ایه را برای این اوردگ که صحبت کسی است که خلف وعده در کارش نیست وگرنه اکر من نوعی قول بدهم که کار را کسی را جبران می کنم شاید نتوانم به قولم عمل کنم و در ضمن شمول این ایه برای همه هست یعنی حتی کسی که هیچی را قبول نداره اگر کار خوبی کرد از نظر پروردگار به حساب می اید و این یعنی امید به همه خوبیها و امید یعنی زندگی

درخت سبز

منیر خانم خیلی ها شرایط شما را دارند و خدا از دل همه اگاهه در هر شرایطی امید داشته باش دیر ازدواج کردن دلیل بر هیچی نیست به خداوند امید داشته باش و مطمءن باش که پشیمان نمی شوی

ندا

کاملا گرفتم عربیش خوشمزه تره!!!![رویا]

شيراز

منير جان هنوز به سن ازدواج نرسيدين شما . چرا نگرانين[گل] خيلی از دخترا بعد از سی سالگي تازه تصميم ميگيرن برای ازدواج و چندسال هم اين پروسه طول ميكشه. چرا زندگی خودتونو در چنبره اين افكار گرفتار می كنين؟ همين الان توِ دنيا خيلی دخترهای سن بالاتر از شما ازدواج نكردن كه هم سالمن هم شادن هم موفقن. مگر هدف زندگی ازدواجه واقعا؟ اگر برای شما هست، دير نشده . شاد باش و جستجو كن.

گلاره

خداوند اولیایش را در پناه خود حفظ کند...[لبخند][قلب][گل][گل][گل]

گلاره

منیر را می فهمم...[دلشکسته] [گل][گل]

منیر

سلام مجدد... دوستان درسته ک سی و یک سال چیزی نیست... ولی متاسفانه من در یکی از مناطقی زندگی میکنم .که سن ازدواج بسیارپایینه... اینجا خانومها توی سیو سه چهار سال دارن مادربزرگ مبشن؟ پس چراناامید نباشم؟ فرهنگ متفاوت منطقه زندگی من .....! باعث میشه تا همیشه از اینکه رفتم دانشگاه و سرکار پشیمون بشم... چون عملا در محیط اجتماعی من برای حرفای من تره خورد نمیکنن... ولی مثلا زن داداش من الان بیست سالشه و دو تا بچه اورده خیلی قابل احترامه... باید کفشهایم رابپوشید تابدونید من چه میکشم...واقعا دراطرافم کسی ک هم کفو وحتی پایینتراز خودم برای ازدواج باشه پیدانمیشه... خواستگارا زیادن ولی واقعا سخته بایه ادم بیسواد ک فقط پول داره بخای ازدواج کنی بازهم میگم تنهایی خیلی سخته... مخصوصا کسی نباشه ک حرفتو بفهمه و درکت کنه... کاش ....