نا امن ترین حرم امن

تازه چند دور تسبیح از نذر ذکر چند هزارتاییم به جایی رسیده بود که بتونم بگم خوب امید است که تمامش کنم که خواب به سراغم آمد.

ترجیح دادم سرمای حیاط را تحمل کنم تا مجبور نشوم به خاطر خواب از اول شروع کنم.

سکوت نیمه شب و صدای فواره های وسط صحن به همراه خنکای شبانه سرحالم کرد.

کنار حوض نشستم.

چشم دوختم به گنبد طلایی و گوش به جاری آب.

فکر می کنم تازه دور هزار و صد را شروع کرده بودم که دو تا خانم بالای سرم آمدند.

نگاهشان کردم.

از خدام بودند.

سلام کردند و من جواب دادم.

بلافاصله شروع به سین جین کردند.

تسبیح هزارتایی را از زیر چادر در آوردم و نشانشان دادم.

اما دست بردار نبودند.

با کی آمدی؟

چرا تنها نشستی؟

بقیه کجا هستند؟

چرا اینجا نشستی؟

کجایی هستی؟

چرا ؟

چرا ؟

 و من توی ذهنم بین شکستن ذکر ها و از بین رفتن یک ساعت و نیم زمانم فکر می کردم و جواب دادن به سوالاتی که از نظرم جوابش مهم نبود.

تصمیم گرفتم حوابی ندهم و سکوتم را نشکنم.

دوباره تسبیح را نشان دادم و بلند شدم و به داخل حرم رفتم.

حال خوشم زایل شده بود.

شبیه دختر فراری ها بودم آیا؟

کدام دختری با تسبیح 1000 تایی فرار می کند آنهم لب حوض!؟

هرچقدر خواستم توجیه کنم که نیتشان امنیت من بوده ولی مگر نه اینکه وظیفه آنها برقراری امنیت است و نه پاک کردن صورت مساله؟

حس خوبی نداشتم.

هر جا می رفتم فکر می کردم چشمانی من را تعقیب می کنند.

توی حرم مهمان نواز ترین ها، خلوتی برایم نبود.

حرمش دیگر امن نبود.

دوربین ها

خدامی که دنبال این می گردند از تو ایراد بگیرند

نگاه هایی که امنیت را گرفتند....

تجمع ممنوع

زیارت دسته جمعی ممنوع

قرآن خواندن به صدای بلند ممنوع

ولی تا دلت بخواهد نوحه های گوش خراش ....

به کجا می رویم را نمی دانم...

حرمش این بار امن نبود...

/ 13 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مخمور

وای ترنم نگو که دلمان خون می شود روبروی پنجره های بقیع ایستاده و چشمهایم را بسته ام تا کمی ذهنم و دلم را سر و سامان بدهم و ... . می آید می زند روی شانه ام نخواب وضویت باطل می شود . این تذهبون ؟!

هدیه

میشه بگین کدوم حرم؟ من بارها شده در حرم امام رضا تنها نشسته ام یا جمعیتی نشسته ایم و دعا خواندیم با صدای بلند و کسی چیزی نگفته؟ خیلی بده که اینجور جاها هم دست از گیر دادن برنمیدارن

سمی

زیارت قبول بانو جان. حریم حرم دلتون امن. همیشه در پناه خداباشید ان شاالله

vala ye baram man o bordan daftareshoon koli soal v javab shomare khoone v... gereftand kheyli hese badi boood ,

مجيد شفيعي

يه ربعي هست لال شدم چي بگم حرمش حرمت حريم حرمت عععععععععععوووووه اما اينو ميدونم رسيدن بخري خوش برگشتي هاااااااااااااااا راستي برگشتي!؟ [زبان] برگشته‌ام امشب به خود از راه نشابور شیرین دلکم یک دو دهن شوربخوان، شور ای سوره اعراف من، ای قبله هشـتم در ظلمت من پنجـره‌ای بـاز کن از نـور ای طوس تو میقات همه چلّه نشینان آبی تری از نور، درخشان تری از طور از شهر سنـابـاد برایــم کفن آریــد امّید که با نام تو سر بر کنم از گور در حادثه موسای به هوش آمده ماییم سبحانک یا نورتر از نورتر از نور! سفرت خوش اگه توشي سفرت سرمايه ت اگه برگشتي [گل]

شکوفه

زیارتتون قبول خانوم یه سوال شما متولد چه ماهی هستید احیانا اگه دوست دارید بفرمایید ؟

تمشک

دقیقا همین حس رو منم دارم از وارد شدن و اون خانم هایی که میگردندت که از هر 100تاشون یکشون ی خورده زیارت کردن رو فکر کنم درک کرده تا...... زمستون کم میرم حرم چون نمیتونم توی صحن بمونم و سرده، هوا که گرم میشه بیشتر میرم چون همونجا از توی حیاطش سلامش میدم و حرف میزنم و میام و کسی هم توی اون شلوغی کاری بهم نداره، یعنی کم تر کار داره و امان از اونهمه سروصدایی که با بلندگوها درست کردن، آرمش زیارت رو از آدم گرفتن

سارا

زیارتت قبول [گل]

گلاره

حرم آقا امام رضا؟ چقدر بد که مزاحم تون شدن و حال خوش تون رو خراب کردن... (تجمع ممنوع زیارت دسته جمعی ممنوع قرآن خواندن به صدای بلند ممنوع ولی تا دلت بخواهد نوحه های گوش خراش .... به کجا می رویم را نمی دانم... حرمش این بار امن نبود...) چرا زیارت دسته جمعی و قرآن خوندن با صدای بلند ممنوع؟؟؟؟؟؟؟؟[نگران][خنثی][تعجب] واقعا" متاسفم براشون که خودشون رو صاحب خونه فرض کردن!!!!!!!!!!!!!!کاش زودتر صاحب خونه ی حقیقی بیاد تا خدامش اینقدر پر رو نشن...[دلشکسته]

شاینا

آخه خانم اگر دختر پانزده ساله بودی یک چیزی. اما در سن سی و هفت سالگی یک خانم این سوالها چه معنایی دارد؟ شاید فکر کرده اند که یک خانمی هستی که زیر فشار خشونت خانگی به حرم پناه آورده ای یا مثلا شوهرت از خانه بیرونت کرده است یا... اون بنده خداها نمی دانستند که شما مجردی یا ازدواج کرده ای و شاید اگر یک پیرزن هشتاد ساله هم بود باز همین اتفاق می افتاد. آدم در هر سنی و موقعیتی ممکن است که تحت خشونت خانگی قرار بگیرد یا تهدید شود یا حتی اموالش را از دست بدهد و از بی خانمانی به حرم پناه بیاورد.