گوگل نوشت

چه کنیم که فکر ازدواج نکنیم؟ 

چه کاریه عزیز من ؟

فکر ازدواج نکنی که  چی بشه ؟

اتفاقا باید فکرش را بکنی ولی حالا اگر  کلا ازدواج نکردی مهم نیست ولی بالاخره فکرش را حذف نکن!

 

 

/ 7 نظر / 3 بازدید
پرستو

سلام مدت زیادی بود به وبلاگتون سر نزده بودم . خوشحالم هنوز به روز هستید . راستی همین الان که شروع کردم به نظر دادن بارون یه دفعه ای شروع به باریدن کرد . به فال نیک میگیرم . امیدوارم سلامت باشید . زیاد مزاحم نمیشم لینک وبلاگتون رو چند وقت پیش ذخیره کرده بودم حالا توی یه فایلی دیدمش. خوشحالم که از این کارا میکنم[لبخند]

قینیکس

این جوابی که دادی کاملا درسته بنابراین الان بهترین گزینه روی میز برای من تایید نظرشماست..واما گزینه های بعدی::::::::::::::این نقطه چین ها گزینه هاست که به صورت فایل زیپ دراومده وباید آنزیپ بشن

amo mehdi

همچین هم فکر خوبی نیست....

زهراسادات

چطوری دوستم؟ حالت بهتره؟ یادمه قبل سفرم خوندم که بی حوصله شده بودی

محمد

سلام استادم در کلاس موفقیت و تمرکز گفت: به فیل قرمز فکر نکن. بعد پرسید الان به چه فکر می کردی؟ گفتم: فیل قرمز! اگر بخوام نظر دوبونو در کتابهای تفکرش و یا ماکسول مالتز در کتاب سایکوسایبرنتیکس را نقل به مضمون بکنم باید بگم که ذهن مفاهیم را تعقیب می کند. از آنها فرار نمی کند. سیگاری اگر گفت که می خوام سیگار نکشم ذهنش باز به سیگار می رود. باید بگه: می خوام تندرست و سالم باشم. حالا ما می گیم: چه کنیم که فکر ازدواج نکنیم؟! صرف نظر از این که به قول خودتان اصلا دلیلی ندارد که فکر نکنیم ولی اگر خواستیم فکرش را نکنیم با توجه به کلمه ازدواج ولو در جمله ای با فعل منفی، در واقع مدام داریم به این مفهوم فکر می کنیم!!! [لبخند][متفکر]

یه دختر

دیگه بهش فکر نمیکنم تا چند سال پیش تو خیابون یه بچه می دیدم دلم براش ضعف میرفت و دوست داشتم مامانش باشم هر دختری رو می دیدم تو خیابون اول به دست چپش نگاه میکردم اگه حلقه داشت میگفتم خوش به حالش ولی از پارسال سرد شدم سرد سرد خیلی استرس ازدواجم و داشتم ولی حالا ..میدونم نیاز دارم ازدواج کنم تا از این تنهایی درام ولی نه موقعیتش هست نه حتی حسش نمیدونم شاید از بس غصه داشتم اینجوری شدم استرس از یه حدی که بگذره آدم بی تفاوت میشه و من به اون حد رسیدم بیشتر از یکساله قبلا هر ماه که میگذشت میگفتم وای یکماه گذشت و من هنوز مجردم اما الان دیگه اون شور و انگیزه رو ندارم اگه 25 سالگی ازدواج میکردم چی میشد حالا نمیگم 20 .21 سالگی حیف از زمانی که از دست رفت و چقدر حیف که دیگه حتی انگیزه امم از دست دادم سر کارم دو تا همکار خانوم داشتم مدرکشون مثل من بود هر دوشون هم سر کار میرفتن هم ازدواج کردن یکیش که حامله ام بود من و بخاطر اون استخدام کردن و وقتی برگشت با اولین بهانه از کار بیکارم کردن ولی من چی نه ازدواج کردم نه سر کار میرم همش باید کز کنم تو خونه بشنم چقدر من بدبختم کاش خدا به من نظر لطفی بیندازه تا از این فلاکت دربیام

شیدا

[خنده] چه جالبه این عناوین سرچ شده منتهی به وبلاگت