چهار راه

با خواهرم به خانه بر می گردیم...

نیم ساعتی هست که پشت چراغ راهنمایی چهار راه گیر کردیم.

100 متر مانده ولی در عرض نیم ساعت گذشته فقط 5 متر جابجا شده ایم...

حرفهایمان که تمام می شود یادمان می افتد که چقدر این 100 متر طول کشید و تازه متوجه می شویم که چراغ چشمک زن است و وسط چهار راه بدجور گره خورده ....

ده دقیقه بعد ما کماکان همانجا هستیم ...

طاقت نمی آورم و از ماشین خارج می شوم.

به چهار راه می رسم.

خیلی هم گره پیچیده ای نیست و کافی است یکی دوتا ماشین جابجا شوند...

چه کار کنم؟

همینجوری بخواهم نظاره گر باشم یک ساعت دیگر همینجا هستیم.

به طرف ماشین ها می روم و شروع می کنم به فرمان دادن...

آقا یک کمی بیا عقب لطفا...

خانم یک خورده بگیر اونور...

آقا بوق نزن یک خورده بیا جلو...

می کوبم رو کاپوت ماشینی که از فضای آزاد شده سو استفاده می کند و خلاف آمده......

کجا میای اقا؟

جلوش می ایستم تا ماشین های لاین روبرو حرکت کنند...

چند دقیقه ای بدین منوال می گذرد و راه کمی باز می شود....

آقایی به کمک می آید و کم کم با کمک هم سامانی به وضعیت چهارراه می دهیم...

پلیس می آید و چراغ را که اتصالی کرده درست می کند.

خواهرم بالاخره به چهارراه می رسد و سوار می شوم...

آقایی که کمک می کرد گفت دستت درد نکنه همت کردی...

دست تکان می دهم و می خندم.

خواهرزاده ام با چشمان گرد می گوید خاله است ما داریم؟ واقعا رفتی راه را باز کردی ها! باید برای دوستام تعریف کنم!

می گویم این کارها را از من یاد نگیری ها ...

 دختر باش و لطیف...

خواهرم می خندد و می گوید خودت هم به کسی نگو!!!

راست می گوید ...

به همسر نداشته ام فکر می کنم که اگر بود و مرا می دید چه می کرد؟

بعد به این فکر می کنم که اگر بود قاعدتا مردتر از این حرف ها بود و خودش راه را باز می کرد....

بالاخره در شهری که اینچنین قحط الرجال است باید گاهی چنین کله خری هایی هم داشت.

/ 18 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جولیت

ای ول داری بابا [تایید] دمت گرم. کارت خیلی هم جسورانه و شجاعانه بوده. و اتفاقا به خاطر همینم من فکر میکنم اصلا کار مردونه ای نبوده، چون مردها کمتر شجاع و جسور هستند [زبان]

جولیت

آون خط آخر قحط الرجال رو خیلی خوب اومدی [دست]

بانو

آفرین به این شخصیت و جرات [گل]

آرزو

خیلی باحالی[چشمک]

مه سو

منم اگه بودم از اینکارا می کردم!!!!!!البته اگه مامانم بود نمی ذاشت....ولی خب خیلی وقتا خیلی مسخره گره می خورن ماشینا....

آفرودیت

آفرین! من این کارت رو بسیار دوس دارم.[لبخند]

دارچين

چه كار باحالي كردي! خيلي خوشم اومد از اين همه شهامتت! واقعن هم تو اين قحط الرجال بايد باشن زنايي مثه تو اينقدر قوي!

محمد

به یخچال که نه اما به عشقم میچسبم گرمه گرم میشم. دلم چقد تنگ شده وای. اسمتم نمیشه بدونم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خودم که واست اسم انتخاب کردم "دوست مجازی" اما اسمه واقعیت رو دوست دارم بدونم

شکوفه

ایول خوشمان آمد [نیشخند]

شیرین

[قهقهه]