سفر

یک جورایی چشم امیدم به این سفر یک هفته ای است.

نمی دانم چه معجزه ای قرار است اتفاق بیفتد ولی فکر می کنم شاید همین کندن و رفتن باعث بشه یک چیزهایی عوض بشه.

هنوز چمدان نبسته ام و هنوز کوهی از کارها مانده که باید تحویل بدهم.

ولی ته ته دلم می گویم نشد هم نشد.

انگار باورم شده که یک هفته ممکن است برای همیشه باشد.

و اونوقت دیگر جواب پس نخواهم داد.

یعنی واقعا این سفر سودی دارد؟

/ 4 نظر / 3 بازدید
واتو

کجا؟ خوبی ؟

fafa

آخیش کامنتدونی اینجا باز شده من تنبلم تو ایمیل زدن دوستم سفر هیچ وقت بدون ره آورد نیس اینو یادت باشه ترنم...

baran

فکر کنم یکی‌ از بزرگترین لذتهای زندگی‌ همین سفر هست، وقتی‌ میری سفر یادت میره یک زندگی‌ دیگه هم داری عجب حس خوبی‌...

سمیه

یه چیزی بگم- عصبانی نشی ها خداییششششششششششش- دلم واسه اون پسره یه ذره (قول می دم- یه ذره - بیشتر نه- مشکوک نشی ها[نیشخند]) می سوزه- پسره رو که می دونی منظورم کیه؟؟!!!