آدم های این شهر

یک آدم هایی هستند توی این شهر که وقتی گذارم به حجره شون میفته ناخودآگاه ساعاتی را همنشین و همکلامشان می شوم.

آدم هایی مثل آقای مغازه دارینوش و یا آقای کتابخانه باغ نگارستان ...

کسانی که حرف هایی برای گفتن دارند و سخن هایی برای شنیدن...

در حقیقت میشود با آنها حرف زد.

نه غر می زنند و نه گله می کنند و نه از بدبختی هایی که گریبانگیر همه مان است می گویند.

گرچه همه خوب می دانیم هر دویشان چقدر گرفتارند و چقدر دردمند بروکراسی ...

از کتاب ها می گویند و از هنر و نوشته ها و داستان ها ...

دقایقی که کنارشان هستم انرژی جاریست.

/ 3 نظر / 32 بازدید
شيراز

خوشبختی بزرگی است دسترسي به اين لحظات. من كه تقريبا عادت كرده ام در كتاب ها و خاطرات ثبت شده همنشين اين ادمها يا مشابه اين آدمها _ از نظر شخصيت های جذاب و فضای پر انرژيشون_ باشم يا گاه و بيگاه در بعضی وبلاگ ها بيابمشان. ولی خيلی وقتها با خودم فكر می كنم كه همين حالا، همين لحظه، چه آدمهای جالبی در گوشه گوشه دنيا هستند كه نگاه زيباتر و جالبتری نسبت به من به زندگی دارند. چه حرفهای شنيدنی و چه حس های عميقی دارند. آ..خ كه من از همصحبتیشون محرومم.

شيراز

بله موافقم، بعضی وبلاگ ها نعمت های ارزشمندی هستند. بكاوم، جواهرها پيدا می كنم [لبخند]

گلاره

بودن در کنار این آدما، به آدم حس خوشبختی میده...[قلب][گل]