تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

ما ایرانی ها توی فرهنگ تعارف بزرگ شده ایم و همین موجب شده است تا خیلی وقت ها نتوانیم احساساتمان را آن طور که باید و شاید بیان کنیم و ساده ترین مکنونات قلبیمان را به طرف مقابل ابراز نماییم.

بارها شده که مورد محبت فردی قرار گرفته ایم و با تمام وجود از او به خاطر لطفی که در حقمان کرده سپاسگزاریم ولی نمی دانیم چگونه این حس را به او انتقال دهیم چون با بیان جملاتی کلیشه ای همچون "دستت درد نکند" یا " ممنون از لطفت" و یا " چجور جبران کنم" و از این دست نه خودمان حس خوبی می گیریم و فکر می کنیم حق مطلب ادا نشده و نه طرف حس قلبی ما را دریافت می کند و عمق قدردانی ما را می فهمد.

کم نبوده زمانهایی که کاری برای کسی انجام داده ایم و احساس کرده ایم طرف با بیان جملات ساده " متشکرم " و "خیلی لطف کردی" نه تنها تمام کارمان را بی اجر کرده و که اصلا نفهمیده برایش چقدر مایه گذاشته ایم و چه کرده ایم.

بارها شده که بعد از مهمانی با اینکه همه تشکر کردند و کلی تعریف کردند ولی باز صاحبخانه انگار هیچکدام از آن قدردانی ها و تعریف ها به دلش نشسته و خستگی به تنش مانده است چون بیشتر را به تعارف گرفته تا حرفی که از دل برآید.

در حقیقت تمام این موارد حول یک مبحث شکل می گیرد:

قدردانی

قدردانی مبحث مهمی در ارتباطات انسان هاست که به نوعی جزو سیستم پاداش محسوب می گردد و  هر انسانی نیاز به قدردانی کردن و قدردانی شدن دارد و اگر این نیاز برآورده نشود واکنش های خوبی در ارتباط نخواهد داشت.

اما  جدای از مبحث تعارف و کلیشه های معمول چرا معمولا قدردانی به صورت تاثیر گذاری انجام نمی شود؟

1- چون هر آدمی برای خودش شیوه خاصی از قدردانی را در نظر دارد و الزاما آنچه من به عنوان قدردانی می شناسم برای دیگری مفهومی ندارد.

مثلا من فکر می کنم هدیه دادن به رسم تشکر از ملزومات قدردانی است ولی دیگری شاید چنین چیزی را درنظر نداشته باشد.

2- از نظر فرد قدردانی با کاری که انجام شده تناسب نداشته است.

کم نشنیده ایم که گفته اند: من یک کار بزرگ برای تو کردم و تو یک تشکر خشک و خالی کردی و یا به خاطر یک کار کوچک انتظار داشت برایش آپولو هواکنم!

3- ایجاد توقع

وقتی از کسی قدردانی می کنیم ممکن است فکر کند که ای وای این کار شد وظیفه من و از حالا به بعد مسئولیتش افتاد گردنم و دیگر ازشرش خلاصی ندارم. در اینجور موارد معمولا دیگر فرد آن کار را انجام نخواهد داد.

4- در فرهنگ های شرقی معمولا انجام کار بدون دریافت بازخورد و قدردانی ارزش شمرده می شود و اگر از فرد تشکر شود احساس می کند اجرش ضایع شده و یا تحقیر شده و از مقام معنویش کاسته شده است.

5- گره خوردن قدردانی و چاپلوسی

فکر می کنم توضیح نمی خواهد.!!!

وقتی با خودم فکر کردم که کی آخرین بار حس کردم که طرف مقابل با تمام وجود از من قدردان است و حضورم برایش مفید بوده حجم زیادی از دستت درد نکنه ها و مرسی ها و لطف کردی ها به مغزم هجوم آورد که همه به طرفه العینی نابود شد .

در پس ذهنم پایان گفتگوی تلفنی چند روز پیشم بود با دوستی که عجیب بر دلم نشست

مرسی که به حرفم گوش کردی

آرام شدم

احتیاج داشتم با یکی حرف بزنم

میشه باز هم بهت زنگ بزنم؟

این چهار جمله نمونه یک قدردانی کامل و بی نقص است.

مرسی که به حرفم گوش دادی= این کاری که تو کردی

آرام شدم= حسی که الان دارم

احتیاج داشتم با کسی حرف بزنم = نیازی که متحقق نشده بود

میشه بازهم بهت زنگ بزنم؟ = تقاضایی از طرف مقابل که باعث گردش ارتباط می شود.

نکته : قدردانی های کلیشه ای جوابهای کلیشه ای دارند و اگر زمانی جواب کلیشه ای شنیدید بدانید قدردانیتان به دل طرف راه نیافته است.

اما باید توجه داشت که همیشه ما این طرف قضیه نیستیم و گاهی این ما هستیم که باید ازمان قدردانی شود و نیازمان به قدردانی و توجه پاسخ داده شود.

در اینجا الزاما ممکن است طرف مقابل درک این را نداشته باشد که کار را مطابق میل ما پیش ببرد و هرکاری بکنیم باعث سوبرداشت می شود.

بنابراین باید به داد خودمان برسیم و در وهله اول باید بی دریغ و مستمر از خودمان قدردانی کنیم.  در زمان های مشخصی مثل وقت خواب یا صبح های زود چند دقیقه به این کار اختصاص دهیم و از خودمان به خاطر کارهایی که کرده ایم و باعث شده حس خوبی در ما ایجاد شود تشکر کنیم.

نگویید نیست که حداقل از توالت رفتن و اجابت مزاج که می توانید یاد کنید.

در قدم بعد قدردانی از دیگران است که به همان اندازه حال خودمان را هم خوب می کند.

و سومین کار این است که از طرف مقابل بپرسیم که چه تاثیر خوبی در زندگیش داشته ایم و آیا تا به حال حضور ما باعث شادیش بوده است؟

اینجوری نیازمان به قدردانی تعدیل می شود و باعث شده تا ارتباطمان با آدمهای اطراف و خودمان دوست داشتنی تر و شفاف تر شود.

قدردانی هایمان راخالص کنیم تا هم از کلیشه های تعارف و چاپلوسی بدر آییم و هم با دلهای دیگران مرتبط شویم و دنیایمان شادتر گردد.

 

۱۳٩۳/٤/۱٩ | ٢:٠۳ ‎ق.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir