تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

تو جاده شمال یک جایی هست که درست هم خاطرم نیست چی و کجا ولی مضمونش اینه:

تعمیرگاه برادران حسن قلی به جز فریدونشون

حالا من یک مشکلی دارم اونهم اینه که از کبوتر بدم میاد، به خصوص از این کفتر چاهی های سیاه و خپل و یا این سفید پاپری های عشق کفتربازها و چند روز پیش یک کیسه پر گندم شاهدانه چندسال مونده توی کابینت پیدا کردم و به نیت گنجشکهایی که  دم نماز سر و صدا راه میندازند ریختم توی فلاور باکس های خالی مانده و از قضا این کفترهای خنگ سواستفاده چی اینها را پیدا کردند و حالا پشت پنجره من شده پر از این موجودات حال بهم زن!!!

بنابراین دلم می خواست می توانستم منهم مثل اون هم وطنان شمالی بنویسم خوراکی برای پرندگان به جز کفتراشون

۱۳٩۳/۳/٢٥ | ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir