تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

کار های این هفته را از می نویسم تا بین روزها نقسیم می کنم، باید ریز به ریز بنویسم وگرنه یادم می رود.

مثل هفته پیش که خیلی چیزها یادم رفت به یک اتفاق....

کارهای اقتصادی:

جلسه تحویل پروپوزال شرکت اول

جلسه با دکتر گ

فاز اول پروژه ص

فاز نهایی پروژه ز

چاپ کارهای دکتر ص

کارهای  ضروری:

اداره بیمه (یعنی یک روز یا دو روز تمام)

دانشگاه( یک روز حتما رو شاخش است)

کارهای با اهمیت:

تمرین های کلاس داستان

کارهای خانه: 

از جارو و گردگیری گرفته تا فلاور باکس های کفر گرفته

کارهای متفرقه:

افتتاحیه آثار تصویرگران برج میلاد

کلاس های یکشنبه و سه شنبه و چهارشنبه

جلسه دوشنبه

تئاتر روز چهارشنبه

بعد اینها همه کارهایی است که باید انجام شود بدون کم و کاست. و مشکل اینجاست که به جز قسمت متفرقه  و کارهای خانه بقیه اش ممکن است بین 3 تا 8 ساعت طول بکشد و من هیچ زمانبندی برای آن ندارم.

حال بماند که این هفته دو مسافر داریم برای آن ور آب که خودش پروژه ایست و بعد دختر خاله هایی که مدتهاست دلم برای یک گپ و گفت صمیمی با آنها تنگ شده است.

و تمام اینها در حالی است که بازگشته ام به دوران غار نشینی و ولم کنند ترجیح می دهم نقشی شوم در گوشه تاریک یک غار...

بعد ته ته ذهنم خاطره محوی از برنامه نمایشگاهم عبور می کند و کتابی که نیمه تمام ماند...

کارهایی که برای دلم بود

۱۳٩۳/۳/۱٧ | ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir