تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

مهمان مامان بابای بهارم،

قدمت دوستیم با این زوج از خیلی قبل از ازدواجشان با مامان بهار بود و بعد از عروسی هم شوهرش از دوستان خوبم شد و حالا وقتی دختر نوجوانشان رازهای دخترانه اش را با من می گوید، دلم غنج می زند.

زیر درختان پر از بهارنارنج نشسته ایم و چای می خوریم و از هر دری سخن می گوییم و از مهاجرتشان به شهر بهار نارنج می گویند،

خانه شان را دوست دارم، همان خانه دوست داشتنی پر از کتاب همه این سال ها با این تفاوت که این چند سال اخیر وقتی از درش خارج می شوی دیگر با هجمه ترافیک و صدای بوق ماشین روبرو نمی شوی و فقط سرسبزی می بینی و سکوت ،

روزهایی که خانه انها برایم حکم خانه خودم را دارد از امنیت و راحتی، جایی که خلوت خودت را داری و کلی کتاب می خوانی و احساس ارامش می کنی، نه معذبی و نه محدود. ....

مهمان مامان بابای نیکا هستم،

انها هم از دوستان قدیمیند که با پدر خانواده از خیلی قبل از ازدواج دوست بودم و بعد از ازدواجش همسرش از نازنین ترین دوستانم شد،

نیکای کوچک تازه زبان باز کرده و با شیرین زبانی هایش دلبری می کند،

نیمه های شب است و حرف هایمان بعد از مدتها دوری تمامی ندارد، کتاب های جدید را با هم مرور می کنیم و شب با کلی کتاب به رخت خواب می روم ،

لعنت بر این فاصله ها،

از مهاجرتشان به این شهر کنار حرم امن بودن می گویند،

خانه پر از کتاب آنها همیشه میزبان میهمانان اوست،

شاید اگر تهران می ماندند هیچ وقت این شب ها را تجربه نمی کردیم ولی این فاصله ها باعث شد قدر این باهم بودن ها را بدانیم،

خانه شان را دوست دارم،

خسته و دلشکسته پناه میاوری به حرم امن و این خانه می شود مقر تو،

با همه مهربانی هایشان تو را حمایت می کنند و می گذارند تا جان بگیری و در خانه انها زندگیت به همان راحتی خانه خودت است نه معذبی و نه محدود...

هر از چند گاهی دوستی سفر کرده هم به خانه من می آید،

خانه من هم پذیرای اوست به همان کیفیت خانه های انها،

بی رودربایستی و بی تکلف،

هرچه داشته باشیم باهم می خوریم و نداشته باشیم حداقل ها را خالصانه بیان می کنیم و برکت می خواهیم،

صبح که بیدار می شوم کتابهای نیم خوانده را کنار بالشتشان می بینم ،

مهم همزبانی است،

مهم این است که توی این دنیا خانه هایی است که در انها حس خوبی داریم و می توانیم راحت و بی نقاب باشیم...

۱۳٩۳/٢/٢٧ | ٧:۳٩ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir