تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

دلم یک آینه خواست بی هوا، توی خانه آینه کم نیست،

آینه های توی حمام و دستشویی، آینه روی میز آرایش، یک آینه قدی که با کتابخانه ها خریدمش،

اما امروز نمی دانم چرا دلم یک آینه خواست با قاب منبت چوبی نه خیلی بزرگ و نه خیلی کوچک،

آینه ای که بعضی وقت ها بگذارمش جلویم و خودم را نگاه کنم و نه اینکه مثل بقیه آینه های خانه سرسری نگاهی بیندازم و رد شوم،

یک آینه شاید مثل آینه های جادویی قصه های پریان، آینه ای که دروازه ای باشد به دنیایی دیگر،

آینه ای از جنس آینه های مولانا که گفت: آینه در آینه شد ... دیدمش و دید مرا

۱۳٩۳/٢/۱ | ٢:٢۳ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir