تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

دختری که با صدای بلند فکر میکنه

 

جناب آقای مهدی بوترابی


جشن پرشین بلاگ که رفته بودم، فکر کردم آقایان پرشین بلاگ، خیلی آدمهای جتنلمن و مسئولیت پذیری هستند، فکر کردم یک تیم فوق العاده مجرب و کاردان پشت بزرگترین جامعه اینترنتی ایرانیان قرار دارد، گروه پشتیبانی، گروه فنی، گروه طراحی و هزار تا عنوان خوش آب و رنگ دیگر، که حتی آنجا دیگر مجازی نبودند و تو میتوانستی خود واقعی شان را ببینی، که یکی یکی پشت تریبون، از زحمت هایی که میکشند حرف میزنند و تشکر و قدردانی میکنند از کاربرها و کسانی که به قدرتمندتر شدن این مجموعه کمک میکنند. 
بعد از ناپدید شدن وبلاگم، وقتی اولین ایمیل را برای پرشین فرستادم و در کمال ناباوری 24 ساعت بعد یک ایمیل دریافت کردم که با معرفی لینک مربوطه سعی در راهنمایی کردنم داشت، هنوز هم فکر میکردم آقایان پرشین بلاگ واقعا آدمهای جنتلمن و مسئولیت پذیری هستند. فورا نامه تشکرم را برایشان ارسال کردم و رفتم سراغ لینک مذکور. آنجا صراحتا اعلام کرده بودند که سایت پرشین بلاگ بدون دستور مقام قضایی، وبلاگی را حذف یا فیلتر نمیکند، مگر اینکه مطالب وبلاگ مبتذل و مستهجن باشد، و بعد هم توضیح داده شده بود که چطور می شود به مسدود شدن وبلاگ اعتراض کرد. حتی اعلام کرده بودند که آرشیو تمام وبلاگ های مسدود شده در سایت پرشین بلاگ موجود می باشد. من طبق همان دستورالعمل اعتراض کردم و دوباره در کمال تعجب با همان ایمیل قبلی مواجه شدم، دوباره و دوباره این کار را تکرار کردم و مدام با همان ایمیل حاوی لینک مواجه شدم. بعد تازه اینجا بود که فهمیدم، اینجا ایران است، و اعتراض واژه ای نامفهوم، تازه فهمیدم حتی ممکن است آن طرف کسی پشت هیچ سیستمی ننشسته باشد، و هیچکس واقعا نامه های پر از التماسم را نخوانده باشد. من چندین بار ایمیل فرستادم که وبلاگ من مستهجن نبوده، پس خود پرشین بلاگ نمیتواند مسدودش کرده باشد، اگر دستور مقام قضایی بوده، من بعنوان مدیر وبلاگ حق دارم دلیلش را بدانم و شما باید برایم توضیح بدهید. حتی نوشتم اگر لازم باشد پست های غیر اخلاقی و مبتذل را حذف می کنم، هر چه شما بگوئید انجام می دهم فقط وبلاگم را به من برگردانید، و متاسفانه هرگز پاسخی دریافت نکردم. 
خوشبختانه هم من و هم شما معنی ابتذال را می دانیم، و باز هم می دانیم که من حداقل در یک سال اخیر، مطالبم مبتذل نبوده اند، و در سال های گذشته هم نهایتا 3-4 تا تصویر پیوست پست هایم کرده ام که بشود گفت، کمی غیر اخلاقی بوده اند، که آن هم به واسطه مشکلات متعدد خود پرشین و سرعت گیرهای بین راه اینترنت سالی یک بار بیشتر لود نمی شدند، وبلاگ من کاملا روزمره نویسی بوده، و در تمام این مدت نه حرف سیاسی زده ام، نه به کسی کاری داشته ام. من حتی قانون جرایم رایانه ای را مطالعه کردم که مطمئن شوم نکند خدای نکرده ناخواسته جرم رایانه ای مرتکب شده باشم، گذشته از این یک قاتل را هم که می خواهند به سزای اعمالش برسانند، با سلام و صلوات می فرستندش بالای دار. 
بگذریم، یک وبلاگ که دیگر قابل این حرف ها را ندارد، این همه صفحه مجازی، این همه سایت و جامعه اینترنتی ایرانیان فرهیخته، اینجا نشد، یک جای دیگر، دلم نه به خاطر از دست دادن وبلاگم با چند صد تا پست و 8000 تا کامنت و دوستان خاموش و گویا و خودِ بی ریای نشسته در بین کلماتم می سوزد، نه به خاطر صبوری و مقاومتم در سه سال اخیر، نه به خاطر مثلا دوباره از صفر شروع کردن و نه هیچ چیز دیگر. دلم برای ساده اندیشی خودم فقط می سوزد، که در جشن پرشین بلاگ، چقدر آدم های پشت این صحنه را آدم های دلسوز و انسان دوستی می دیدم، غافل از اینکه آدمی در کار نبود و فقط یک کلید بود که مرتبا ایمیل حاوی آن لینک مسخره را برایم فوروارد می کرد. 

                                                                                   

این را اینجا گذاشتم که بدانید و بدانیم اولا تند تند بک اپ بگیرید از نوشته هایتان...

دوما هر لحظه ممکن است دلشان بخواهد اشتباهی فیلترتان کنند و دلشان نخواهد جوابتان را بدهند.

سوما اینکه بدانند علاوه بر جولیت ما خوانندگانش و دیگر وبلاگ نویسان هم می خواهیم دلیل فیلتر شدنش را بدانیم وقتی اینهمه وبلاگ احمقانه فروش و تبلیغات از ناموس کفتار گرفته تا دانلود اهنگ های مجاز و غیر مجاز در پرشین بلاگ هست.

چهارم اینکه شما هم می توانید این سوال را در وبلاگتان بپرسید مگر نه اینکه چند وقت پیش جماعتی از بلاگفا کوچ کردند ؟

۱۳٩٢/۱٢/٢٠ | ۳:٥٩ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir