تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

روزهای دبیرستان با رویاهای آدم هایی که نظرم را جلب می کردند گذشت . هیچ وقت فکر نمی کردم که همانقدر که آنها برایم جذابند من نیز برای آنها اهمیت دارم و چقدر دیر فهمیدم . مثلا سالها بعد وقتی در نمایشگاهی آن معلم جوان آن روزها را دیدم خیلی خوب بعد از ١٠  سال مرا به خوبی به یاد داشت و نکات ریزی از آن روزها می گفت که معلوم بود در نظرش با ادم های دیگر فرق می کردم و یا سال ها بعد از دانشگاه دوستی را دیدم که باهم در کتاب خانه درس می خواندیم از من پرسید که آیا بالاخره پسرک حرف دلش را به من زد و یا نه ؟ که من فهمیدم همانطور که من درگیر نگاه او بودم او نیز تعلق خاطری به من داشت.

و دانشگاه شروع یک زندگی جدید و متفاوت بود. محیطی که با محیط بسته  دبیرستان فرق می کرد .

برخورد با ادم هایی با نگرش و روحیات و سن و سال های مختلف برایم کلاس درسی بود که در آن آداب ارتباط اجتماعی را آموختم.

چقدر این روزها دلتنگ آن ۵٠ تومانی عزیز هستم

۱۳۸٩/۱٠/٦ | ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir