تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

خانه پوشیده از گرد و خاک است، طبق برنامه ام قرار بود این پنجشنبه و جمعه کسی برای کمک بیاید تا یک جورایی خانه تکانی و تمیزکاری باهم تلفیق شود که کنسل کرد. نمی دانم چرا اینقدر بی حال هستم . این هفته را کاملا در خواب گزرانده ام انگار... تمام کار مفیدم شده چند تلفن ، یک میهمان و چند خطی وبلاگ..... کم کم دارم نگران می شوم.... انگار بدنم تلافی فشار این چند ماه اخیر را در میاورد.... تلفن های کاری شروع شده است، تمرکز ندارم، انگار در مورد قوانین تیمورشرقی صحبت می کنند، چقدر دورم از آن فضا... فقط یک بخش مغزم کمافی السابق کار می کند و تمرکزم هم روی همان است ۶ ماه است که این بخش بی وقفه کار می کند. از پشت پنجره به بارش برف نگاه می کنم اولین زمستانی است که هوای قدم زدن در برف را ندارم ، من در تابستان امسال متوقف شده ام. بازهم پلک هایم سنگین می شود و عالم مورفیوس مرا در آغوش می گیرد.
۱۳٩٢/۱۱/۱٦ | ۱:٥٦ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir