تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

دستمال کاغذی را که توی توی سطل آشغال انداختم ، یک لحظه چشمم خورد به یک لکه صورتی ، شک کردم و خم شدم اشتباه نکرده بودم دستمال بعدی را بداشتم و دوباره چک کردم ، غیر ممکن بود هنوز ده روز مانده بود و به همین خاطر هیچ قرص نخورده بودم ، آنهم من که در طول یک سال گذشته حتی یک روز هم جابجایی نداشتم . دقیق و مرتب حتی سر ساعت .... حتی علایم pms هم نداشتم .... دوباره چک کردم ... همه چیز نشان از شروع دوره پریود بود ... الان ؟ روز دوم حضور تو مکه ؟ ده روز مانده به تاریخ اصلی؟ یعنی چی؟ رنگم پریده بود. باورم نمی شد. از اول سفر این کابوسم بود ولی چون عوارض قرص ها برایم خیلی شدید بود و همچنین تاریخ پریودم خیلی فاصله داشت ترجیح دادم استفاده نکنم. ولی باورم نمی شد. برایم حکم در بسته را داشت. دری که تو صورتت ببندند. با حال نزار امدم بیرون به اولین نفر گفتم چه اتفاقی افتاده و طبق معمول عوض دلداری شروع کرد به توبیخ که چرا قرص نخوردی و فکر اینجاش را نکردی و اب به اب شدی که در را بستم و از اتاق زدم بیرون .... رفتم تو آسانسور یک طبقه ایستاد پیاده شدم نشستم تو راهرو چه کار باید بکنم تسلیم بشم نمی خواهد پا به خانه اش بگذارم اینهمه راه تا اینجا .... ولی من فقط امروز توانستم با فراغ بال بنشینم و نگاه کنم ... انصاف نیست واقعا .... باز سوار آسانسور شدم ، درمانگاه .... شرح ماوقع را به دکتر گفتم .... آمپول و قرص شاید تا فردا اثر کند .... شاید هم نه شاید هم اثر کند ولی عوارض جانبیش آنقدر باشد که کلا نتوانم از هتل خارج شوم ! به هر حال سهم من هم همین بود انگار
۱۳٩٢/۱۱/۱٠ | ۱:۱۱ ‎ق.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir