تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

چرا نمی توانم انسان خوبی باشم؟

خیلی سعی نکن جواب این سوال را توی اینترنت پیدا کنی . چون معیار انسان خوب بودن و در کل خوب بودن انقدر متفاوت است که هر چه دنیایت گسترده تر می شود سخت تر می شود به آن دسترسی پیدا کرد و دنیای وب گسترده ترین دنیایی است که من می شناسم.

در دنیای واقعی خوب بودن تو برای یک عده خوب است . برای یک عده بد. بنابر این یک امر نسبی است . پس انسان خوب تعریفی نسبی دارد.

ولی واقعا انسان خوب بودن چه منفعتی برایت دارد؟

فکر می کنم تمام این فلسفه بافی ها به خاطر اینه که تمام عصر و شب دیروز بی وقفه نشستم و سریال revenge را دیدم و به این فکر کردم که ما با این فلسفه بزرگ شدیم که لذتی که در عفو است در انتقام نیست ولی چند وقت پیش جمله ای خواندم که می گفت دلم می خواهد بعد از مرگ به جهنم بروم تا سوختن بعضی ها را به چشم ببینم و به این فکر می کردم که واقعا توانسته ام کسانی را که بهم بدی کرده اند ببخشم یا فقط گذر زمان کمرنگشان کرده و اگر باز رودر رو قرار بگیریم زخم کهنه سرباز می کند. 

بحث خیر و شر و اینکه انسان تا چه حد می تواند بد باشد و تا چه حد می تواند خوب باشد از بحث های قدیمی فلسفه است که توی ادبیات از دکتر فاوست گوته تا شیطان و دوشیزه پریم کوییلو به آن پرداخته شده است. اما به نظر من تصمیمی است که هر کس باید خودش اتخاذ کند و حد و مرزش را مشخص کند.

پیش خودمان بماند این روزها بدجور در وسوسه شرارت می سوزم.

۱۳٩٢/۱٠/۱٤ | ٩:٢٩ ‎ق.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir