تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

وسط جلسه حس کردم به جای تو شیری غران نشسته ... شیری با ابهت و یال و کوپالی بس عظیم ....

و بعداز آن دیگر نتوانستم خودم را از شر این شیر ژیان خلاص کنم....

 متوجه شدم که در داستانهای کلیله و دمنه هستم  به دور و برم نگاه کردم روباه را به وضوح تشخیص دادم ....

بعد گرگ داستان را...

اما نقش خودم را پیدا نکردم ..

آهوی نخجیر نیستم اما شاید خرگوشی باشم که....

هر چه هست شکار تو نیستم و خود می دانی ..

۱۳٩٠/٩/۱٧ | ٩:۳۳ ‎ق.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir