تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

راه عادی زندگی را طی نکرده ام 

می دانم

یعنی الان باید فرزندی حداکثر 14 ساله داشته باشم و یکی دوتا فینگیل تر...اگر راه عادی زندگی را می رفتم ....

ولی در عوض هنوز در تصورات دخترانه خود غوطه می خورم ....

دچار بحرانی شده ام عجیب...

در نوع پوشاک ...

رفتار...

سخنان...

دقیق شده ام به زنان همسالم . چه می پوشند؟ چگونه حرف می زنند؟ چگونه زندگی می کنند؟ وبلاگ هایشان را سرک می کشم اما چیزی دستگیرم نمی شود... دغدغه هایشان ناملموس است برایم و غیر قابل درک...

زن سی و چهار ساله ! دلم می خواهد یکی از بیرون مرا تعریف کند برایم ...

ایا پیر دختری ترشیده ام  که افسرده و خموده است؟

زنی که ادای دخترکان 18 ساله را در می اورد؟

زنی بالغ که عاقلانه و از روی حساب و کتاب رفتار می کند؟

دلم یک ناظر بیرونی می خواهد . تا خودم از خودم تعریفی پیدا نکنم متزلزلم. نظر دیگران برایم مهم می شود و همین باعث سردرگمی و کم شدن اعتماد به نفسم می شود.

ایا رفتار و کردار و منشم مطابق سن و سالم است ؟ یا چون ازدواج نکرده ام پختگی لازم را ندارم ؟

به اطرافم که نگاه می کنم چون کمند دوستانی که ازدواج کرده باشند و همه مثل هم یکه و مجرد هستیم قیاسی ندارم ولی از مشاهده تغییرات همان چند تا که عروسی کرده اند می فهمم که چقدر پخته تر و بالغتر شده اند...

و این بلوغ را در رفتار دوستانی که مهاجرت کرده اند هم مشاهده می کنم حتی اگر ازدواج نکرده باشند...

کاش کسی من را برایم توصیف می کرد...

 

 

۱۳٩٠/٩/۱۳ | ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir