تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

هر کس عقیده ای دارد.

عقیده هرکس برای خودش محترم است.

عقیده هرکس اما شاید برای دیگری محترم نباشد.

یعنی خیلی وقتها عقیده دیگری برای نفر بعدی محترم نیست مگر انکه متعلق به یک گروه یا دسته خاصی باشند و آنوقت هم همه عقاید و نظراتشون باهم یکسان نیست و بازهم عقایدشون برای هم محترم نیست.

بعد یک جامعه ای ایجاد می شود مثل جامعه آپارتاید.از 1948 تا 1994.

عقاید که هیچی مردم را از روی رنگ پوست دسته بندی می کنند.

اونقدر سطحی که ممکن است تو رنگین پوست باشی و پسرخاله ات هندی و دختر عمه ات سفید.

بعد این کشور می شود یک بمب 21 میلیون نفری خشم و این وسط یکی پیدا می شود به نام ماندلا...

و این بمب 21 میلیونی را تبدیل می کند به یک جامعه نمونه همزیستی...

جامعه ای که انسان ها به خاطر ارزش انسانیشان ارج نهاده می شوند و نه برچسب هایشان...

در عرض 6 سال یک جامعه تباه شده را نجات داد.

بعد توی کشور من هر کس عقیده ای دارد.

هیچ کس تاب عقیده مخالف را ندارد.

هیچ کس فکر نمی کند یک درصد ممکن است بشود جور دیگر دید.

کم هستند انسان هایی که اعتقاد دارند باید فراتر از سطوح آگاهی شخصی نگاه کرد.

فراتر از دیدگاه ها و عقاید خودمان

باید انسان ها را بدون برچسب هایشان دید

با دردها و رنج هایشان

باید انسان ها را همانگونه دید که ماندلا دید

۱۳٩٢/٩/۱٦ | ٤:٢۱ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir