تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

اون زمانی که اینجا را ساختم طبق تاریخ و ساعت پائین اولین مطلب یک روز پائیزی ساعت 3 بعد از ظهر بوده ....

چی شد تصمیم گرفتم اینجا بنویسم را یادم نیست ولی می دانم همونطور که همسر دوم اولین وبلاگ در ژانر خودش بود اینجا هم رویکرد جدیدی بود در عالم وبلاگ نویسی...

البته اون موقع آنی دالتون می نوشت ولی تک و توک بودند وبلاگ هایی که روی موضوع تجرد و بی شوهری مانور بدهند...

اون موقه هنوز دهه شصتی ها که برای خودشان جامعه بزرگی هستند وارد گود سی سالگی نشده بودند

هنوز داشتند از سالهای آخر دهه بیستشان لذت می بردند و فکر می کردند مرگ مال همسایه است و همه تا سی سالگی سر خونه و زندگیشون هستند....

یک سالی گذشت و اولین سریشون وارد دهه سوم شدند و فهمیدند مصائب تجرد بعد از سی سالگی با دهه بیست چقدر فرق دارد.

کم کم سی سالگی و وبلاگ های سی ساله ها زیاد شد و دیگه خیلی ها توی دنیای مجازی سی سالگی را جار زدند از روزهای سومین دهه زندگیشان نوشتند...

امروز که داشتم قالب های مختلف وبلاگ را امتحان می کردم چشمم افتاد به عنوانش...

تجرد بعد از سی سالگی

راستش احساس کردم دیگر خیلی با اسم وبلاگ ارتباط برقرار نمی کنم.

سی سالگی خیلی دور است برایم ...

شاید بهتر باشد تغییرش بدهم  به تجرد بعد از دهه بیست!

شاید هم صبر کنم این 3 سال و نیم باقیمانده بگذرد تا یک باره بشود تجرد بعد از چهل سالگی....!

۱۳٩٢/٧/٩ | ٥:٤٧ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir