تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

می دونی؟

5شنبه شب می تونستم تو جشن سالگرد 65 سال ازدواج عمه ام در کنار خانواده بزرگم باشم...

می توانستم با دوستان همزبانم تو خونه نقلی زوج جوانی بشینیم و فیلم ببینیم و تحلیلش کنیم ...

می توانستم با دوست سال های کودکی شام خوبی بخوریم و درددل کنیم ...

حتی می توانستم بنشینم و بعد از کلاس با استادم کلی حرف بزنیم و اطلاعات رد و بدل کنیم ...

یا اینکه خانه بمانم و نقاشی بکشم ...

خانه بمانم و کتاب بخوانم ...

خانه بمانم و آشپزی کنم ...

اما دلم هیچ کدام از این کار ها را طلب نمی کرد ...

دلم فقط یک شب رمانتیک می خواست...

یک گفتگوی دونفره شاید ...

لحظاتی سرشار از حس ....

و اینگونه شد که به خواب پناه بردم...

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/٢٩ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ توسط نظرات ()


Design By : Pichak