تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

بعد از 25 روز بالاخره توانستم حس خوبی نسبت به کار جدید پیدا کنم.

البته  از اول برایم جالب بود ولی دلشکستگی ها و مشکلات این چند وقت نمی گذاشت ازش لذت ببرم ولی امروز این سد شکست.

دستی به سر و گوش اتاقم کشیدم و دکورش را مطابق سلیقه ام چیدم.

جا برای گلدان هایی که می خواهم بیاورم باز کردم.

  گانت چارت و برنامه کاری را از ذهنم به کاغذ آوردم و به دیوار زدم.

 یک کاغذ برای ایده های آنی که زمان اجرایشان در آینده است پشت سرم نصب کردم.

متوجه شدم عصبانیت مدیر قبلیم نه به خاطر عملکرد من که به خاطر از دست دادن نیروی کاری مفیدش بوده است وفقط برای اینکه اشتباهش را قبول نکند عصبانیتش را فرافکنی می کند و می دانم که باید به او زمان بدهم و البته به خودم.

این را زمانی فهمیدم که در شرکت جدید هنوز یک ماه نشده مورد تقدیر قرار گرفتم.

به هر حال کار جدید مجالی است برای به اجرا درآوردن تمام آنچه تابحال آموخته ام و در یک بازه زمانی یک ساله جواب خواهم گرفت.

بنابراین قدم به قدم جلو خواهم رفت ....

۱۳٩٢/٦/٢٥ | ٥:۱٧ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir