تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

روزها با تو زندگیم را پر از قشنگی می بینم ....

شب ها به یاد تو همش خواب های رنگی می بینم ....

امروز وقتی توی تاکسی به این ترانه گوش می کردم متوجه شباهت این بیت با زندگی خودم شدم با این تفاوت که توی مصرع اول با توی مصرع دوم بسیار متفاوت است ....

این خیلی خوب است که توی اولی وجود دارد . به زندگیم هدف داده و در کنارش چیز های بسیاری می آموزم . از وقتی یادم می آید همیشه کسی در این نقش وجود داشته و حضورش برایم مغتنم ....

ولی توی مصرع دوم....

بودنش خیلی کمتر از نبودنش است ولی بالاخره  دل بی قرارم کسی را برای این خواب های شبانه از ژس ذهنم بیرون می کشد و هرچند کمرنگ باز حضوری نیمه مستمر دارد.

اما بهترین لحظات زندگیم در این 30 و خورده ای سال زمانی بوده که توی اولی با توی دومی یکی شده اند و یک نفر روز و شبم را پر کرده بود..

اما این شب ها سر بی رویا به بالین می برم...

۱۳٩٠/٧/۱۸ | ٩:٢٠ ‎ق.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir