تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

هنوز با محل کار جدید اخت نشده ام.

تنها با وعده حقوق اخر ماه است که عصیان نکرده ام.

فضایی متفاوت است و آدم هایی متفاوت..

کار اما همان است که انجا بود و همین اذیت می کند.

در هر جلسه تمام خاطرات بالا می آید و قفل می کنم.

راستش انگار جدی نگرفته ام این کار را

هنوز همه چیز برایم غریبه است و سعی هم نکرده ام مال خود کنمش با آوردن گلدانی

جامدادی و یا حتی خودکاری

شاید زود است ولی شرایطش کاملا بهتر است همه چیزش به جز حضور او.

حرف های ناگفته و خشم های نهفته همه باعث شده راندمان کاریم پایین باشد که در محیط کاری می گذارند به حساب بیماری مادرم و خوب برخورد می کنند.

عادت می کنم...

 

۱۳٩٢/٦/٧ | ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir