تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

این روزها فکر می کنم چه خوب است که به خدایی اعتقاد دارم.

خدایی که می تواند معجزه کند

خدایی که وقتی دستمان از همه جا کوتاه است دستش را می گیریم و دلمان به امید روشن می شود

خدایی که شاید ما صلاح نداند به خواسته هایمان برسیم ولی همینکه خواسته هایمان را به او می سپاریم دلمان آرام می گیرد

، بعد که زمان گذشت و التهابمان کم شد شکرش می گوییم که به تدبیر خودش کارها را پیش برد

این روزها وسط بی تابی هایم یادم میفتد که خدایی هست که می توانم ازش کمک بگیرم ، بخواهم درست ترین ها را پیش رویم بگذارد

۱۳٩٢/٦/٥ | ٥:٥٩ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir