تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

از رابطه های ناعادلانه بدم می آید و سعی می کنم خودم را در این رابطه ها قرار ندهم.

یکی از این نوع رابطه ها برای من آشنایی های وبلاگی است.

کسی می آید و نوشته ها را می خواند و با آنها ارتباط برقرار می کند و فکر می کند نویسنده این کلمات را شناخته و می تواند با او بیشتر ارتباط برقرار کند.

اما حداقل در مورد من این جریان صادق نیست.

نوشته های من بخشی از وجودم را منعکس می کنند که خیلی هم در زندگی واقعی دم دست نیستند و تنها عده انگشت شماری از دوستان این بخش را می شناسند و با آن ارتباط برقرار می کنند.

اما چرا این حریم را برای  ادم های ناشناس عیان کردم، دلیلی نداشت جز اینکه می خواستم به این طریق خودم را بیشتر بشناسم و این وجه مکتوم وجودم را در روشنایی ببینم.

در حقیقت این کلمات نشان دهنده خود حقیقی من هستند و منبع رفتارهای ناخودآگاه بیرونی ...

اما این همه ماجرا نیست و آنچه بروز بیرونی دارد کاملا متفاوت است.

بنابراین فردی که در تصور مخاطب شکل می گیرد کسی نیست که در واقعیت، وجود دارد و در جامعه واقعی زندگی می کند.

حال کسی  که به این خصوصی ترین بخش سر می زند و تمایل به آشنایی بیشتر دارد از نظر من باید آدابی را رعایت کند و مراحلی را طی کند تا من بتوانم او را محرم بدانم و به او اعتماد کنم.

کسانی که بی هیچ مقدمه و زمینه سازی درخواست خود را بیان می کنند و انتظار دارند منهم با روی خوش سر به طاعت برآورم سخت در اشتباهند و در وهله اول کلا حذف می شوند.

چون کاملا این رابطه به نظر من ناعادلانه است و او نیز باید به اندازه تمام این نوشته ها به من اطلاعات بدهد تا من بشناسمش و این فرایند راهکارهای ساده ای دارد که بعضا انجام نمی شود و دلیلش هم از نظر من خودبرتربینی و خودخواهی طرف مقابل است که می خواهد خیلی سریع و مستقیم و بدون هیچ ریسکی به مقصود برسد.

به هر حال کلا این نوع ارتباط از نظر من منتفی است و احساس خوبی نسبت بهش ندارم مگر اینکه در طی زمان و یا از طریق وبلاگ یا اطلاعاتی بشتر در موردش بدست بیاورم و بتوانم اعتماد کنم که چندان امکان پذیر نیست.

به هر حال این وبلاگ به قصد ازدواج و آشنایی ساخته نشده و تنها دلنوشته های من است برای تشریح زندگی مجردی متفاوت در آستانه میانسالی ....

۱۳٩٢/٤/۱٠ | ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir