تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

جای خالی فعالیت بدنی بدجور در برنامه های روزانه ام دیده می شود.

صبح ها که شلوغ است و شب ها هم خسته...

برنامه ام روزی یک ساعت پیاده روی بود که خیلی جسته گریخته انجام می شود.

این سالهای اخیر خاطره خوبی از کلاس های ورزشی که رفتم ندارم.

فشار زیادی که مربی ها بی توجه به ساختار بدنی می آوردند .

تکراری بودن حرکات و شلوغ و کثیف بودن محل ها..

هیچ کدام اون شور و انگیزه لازم را برای ادامه دادن در من ایجاد نکرد و هیچ لذتی هم از ورزش نداشتم.

یکجورایی مثل یک داروی تلخ که به خودم تحمیل کرده بودم و حالا می دانم که کودک درونم حسابی تلاش می کند تا آن تجارب تلخ دوباره تکرار نشود.

ولی خمودگی و فرسودگی تک تک اعضای وجودم بهم می فهماند که باید سریع تر شروع کنم.



۱۳٩٢/۳/٦ | ۳:٢٤ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir