تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

فردا عروسی یاردبستانی است.

پارسال همین موقع ها بود که زنگ زد و گفت قراری دارد و برایش رفتن و نرفتن علی السویه است ...

شبش زنگ زد و با هیجانی شگرف گفت که چقدر طرف به دلش نشسته و اینجوری شد که 4 ماه بعد سر سفره عقد نشست و درست یک سال بعد عازم خانه مشترکشان است....

در یک سال گذشته رابطه ما خیلی آرام و زیرپوستی تغییر کرد و جنسش عوض شد.

اما مطمئنم که از فردا باز هم رابطه ما شکل جدیدی به خود خواهد گرفت...

دیگر خبری از آن گزمه رفتن های شبانه نخواهد بود و دراز کشیدن روی چمن های پارک و غرزدن....

مشکلات او با من فرق خواهد کرد و دیگر درکی از هم نخواهیم داشت.

....

به رفتن ها عادت کرده ایم بعد از اینهمه سال....

چه رفتن به آن سوی مرز و چه رفتن به خانه بخت...

۱۳٩٢/۳/۱ | ٥:٠٩ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir