تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

قدیم ها که عمل زیبایی اینقدر مد نبود و تجمل محسوب می شد ، هر کسی که دماغش را عمل می کرد به خاطر انحراف رفته بود و دکتر بهش پیشنهاد عمل زیبایی را هم داده بود.

دوستم هموروئید داشته و جراحی کرده است.

بهش می گویم الان جنیفر لوپزی؟

می گوید چطور؟

گفتم : خوب شاید دکتر بهت گفته حالا که داری به خاطر مشکلت جراحی می کنی زیبایی را هم بزنی تنگش!!!

.....

ازون روزهای حرص دربیار است.

جمعه گذشته استراحت نکردم و سفر یک روزه و حجم کارهای در دست اقدام مجالی برای خستگی در کردن نداد.

با این حال دو هفته خوبی بود و کمابیش به همه کارم رسیدم .

از تفریح ، طبیعت و قرار های نیمه دوستانه نیمه رمانتیک تا تمام کردن پروژه ای که دستم بود و حرص نخوردن بابت حماقت های دیگران....

اما دیشب دیگر کم آوردم...

و امروز رسما ولو هستم .

بساط نقاشی را پهن کرده ام ولی امیدی نیست...

با خودم کلنجار می روم که به کنفرانسی که دعوت شده ام نروم...(یک جورایی ترک اعتیاد)

وب گردی می کنم و توی بحث های نازنین خوشبخت و آیدای توت فرنگی خدا را شکر می کنم که وبلاگم اونقدر ها مطرح نیست و خوانندگان رو اعصاب ندارم....

پاکت شکلات های مارسپان قنادی مینیون را جلویم گذاشته ام و شکر می کنم که هنوز چنین مغازه ای با پرسنل خوش برخورد و مهربان در شهرم است که حس خوب خرید ، طعم خوشمزه  شکلات هایشان را دوچندان می کند.

امروز از اون روزهاست که فقط باید جلو تلویزیون ولو بشوم و به هیچ چیز فکر نکنم...

۱۳٩٢/٢/٢٦ | ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir