تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

پیغام دادی که اگر دنبال کار می گردم چرا پیش تو کار نکنم ؟

کار کردن برای تو اگر هزار تا مزیت داشته باشد یک عیب بزرگ دارد.

عیب خیلی بزرگ.

اگر برای تو کار کنم دیگر تو مرد رویاهایم نخواهی بود ...

دیگر در خلوتم از تو و آغوش گرمت رویا نخواهم بافت ...

اگر در کنارت کار کنم دیگر نخواهم توانست صد ها هزار رقیب را نادیده بگیرم . همه آنها هویتی از جنس گوشت و پوست و صدا خواهند یافت ....

می شوی یک مرد دیگر همانند هزاران انسانی که دور و برم هستند. با ضعف ها و خلل ها ی مردم عادی...

اگرچه عادی نیستی ولی انسانی ، انسانی با تمام خصوصیات انسانی که مرد رویاهای من فاقد آن است ...

اگر پیشنهادت را قبول کنم باید دنبال یک جسم بیرونی بگردم برای مرد رویاهایم ...

مردی که تنها در رویا ها خواهم یافت .

ولی  تو سن و سال من نمی شود کاسب گرانه نیاندیشید.

کار کردن کنار تو یعنی تمام آنچه برای شروع مسیر جدید زندگی شغلیم می خواستم

فرصت هایی جدید و ارتباط هایی نو ...

شاید باید مرد رویاهایم را قربانی کنم تا روح سرکش کاریم  را ارضا کنم ...

شاید هم خدا را چه دیدی واقعا بارقه هایی از مرد رویاهایم در وجود حقیقیت هم بود .

ولی باید اعتراف کنم که وقتی پیشنهادت را شنیدم فهمیدم خیلی بیشتر از آنچه فکر می کردم مرا می شناسی و به من فکر می کنی ....

۱۳٩٠/٦/۱ | ٦:۱۱ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir