تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

هرچقدر می خواهم به روی خودم نیاورم ولی باز یک سرماخوردگی ساده خانه نشینم کرده است و کارهایم را عقب می اندازد.

از این وضعیت متنفرم...

هفته پیش بود که به خانه تمیز و مرتب و برنامه ریزی های دقیق نگاه می کردم و به میهمانی گرفتن فکر می کردم. و به کارهایی که طبق برنامه ریزی و هدف گذاری کم کمک وبدون استرس انجام خواهند شد.

بعد ناغافل این ویروس عجیب بیاد و کاری کند که از زیر پتو انورتر نروم.

بعد برگهای سبز بهاری پشت پنجره زیر باران برایم دست تکان بدهند و نفسم بالا نیاید که بوی خاک را به درون بکشم.

دلم سوخت برای خودم که یک سرماخوردگی ساده اینجوری ناک اوتم کرده است.

به دختر عمه جوانم فکر می کنم که شیمی درمانی پیرش را دراورده ...

به پدرم و عملی که در پیش دارد...

به همه انان که بیماری های سخت دارند...

زیر لب می گویم که خدایا طاقت ندارم مبتلایم نکن...

۱۳٩٢/۱/٢٦ | ۱:۳٤ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir