تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

هیچ وقت اینجوری یک تنه و تنها خانه تکانی نکرده بودم.

تمام نمی شود انگار..

امسال انگار سال خانه تکانی است .

سه روز تمام در تعطیلات صرف این شد که هارد ها و فایل های کامپیوترم را مرتب کنم.

دو روز هم خانه تکانی...

فقط مانده دلم که هنوز پر است از کینه و خشم.

عجیب هم آزار دهنده و مخل آسایش است.

این تعطیلات طولانی اما، عجیب برایم مفید بود و با اینکه در دوسال گذشته سفر هایی رفته بودم و یا زمان زیادی در خانه بودم ولی این تعطیلات طولانی دور از خانه و محیط آشنای روزمره باعث شد تا تنش هایم آرام بگیرد و بهتر فکر کنم.

متوجه شدم که عدم استقلال مالی و نداشتن درامد مکفی واقعا اذیتم می کند و زیرپوستی آرامش را از من سلب کرده است.

اینکه خیلی ها در سن و سال من خانه و زندگی می چرخانند و خرج زن و بچه می دهند و من از پس مخارج خودم هم بر نمیایم اذیتم می کند.

و اینکه چرا با وجود تلاش و صرف نیروی بسیار نمی توانم به نتیجه برسم...

به هر حال فردا اولین روز کاری امسالم خواهد بود و هیچ وقت اینقدر بی علاقه به شروع کار نبودم.

۱۳٩٢/۱/۱٦ | ٤:٠٠ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir