تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

در هند محل هایی وجود دارد برای مراقبه و نیایش به اسم آشرام.

از همه نقاط جهان مردم برای مراقبه و تمرکز به این آشرام ها می روند و با کمک و راهنمایی راهبان به پاکسازی روح و جان خود می پردازند.

اما این آشرام ها قوانینی دارند برای پذیرش.

اجازه نداری از یک زندگی پرتنش و استرس با هزار جور مشکل به این محل بروی . یعنی نمی توانی برای فرار از مشکلاتت به بهانه تمرکز و قوی شدن به آنجا فرار کنی و مشکلاتت را حل نشده پشت درها رهاسازی.

قبل از ورود به این آشرام ها راهب اعظم از تو سئوال هایی می پرسد تا وضعیت خانوادگی و کاری و اقتصادی تو را بررسی کند و اگر حس کند که انسان موفقی در رویارویی با چالش های زندگی نیستی اجازه ورود به آشرام را نخواهی داشت.

وقتی این قوانین و شرایط را می خواندم برایم جالب بود که فرار یکی از راههای پیش رو است و در مکاتب معنوی چقدر سفت و سخت با آن برخورد می کنند.

خیلی وقت ها برای فرار از شرایط موجود به مستمسک هایی پناه می بریم که خود چالش برانگیزند.

نمونه بارزش کسانی هستند که برای فرار از خانواده به ازدواج تن در دادند و زندگی خود را از چاله به چاه انداختند.

یا وقتی که در محیط کار مشکل از خودت است و هی محل کار را عوض می کنی.

یا مردانی که از آغوش این زن به دیگری پناه می برند.

نکته بسیار ظریفی است که باید هوشمندانه بررسی شود.

خیلی وقت ها مشکل درونی نیست و عوامل بیرونی دخیل هستند و اینجا تغییر سرایط موجود واجب است.

ولی وقتی مشکلات از خلل های وجود ناشی می شود و برای رفع اتهام انگشت خود را به طرف دیگری می گیریم ، هیچ جا دوای دردی نخواهیم یافت .

به همین خاطر است که فکر می کنم با ازدواج نه شادتر خواهم شد و نه امیدوارتر.چون من شادی و امید را در درونم گم کرده ام و یک انتخاب اشتباه دیگر نعمت هایم را نیز از بین خواهد برد.

۱۳٩۱/۱٢/٥ | ٦:٥٦ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir