تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

معمولا الکی خرید نمی کنم و به خاطر پیشینه اقتصادی خانواده یاد گرفتم که مقتصدانه خرید کنم.

بعدترها که با کودک درون و خواسته هایش آشنا شدم یاد گرفتم که خواسته های او را نیز مدیریت کنم و سعی کنم که راضی نگاهش دارم.

یعنی در حقیقت یاد کرفتم وقتی چیزی نیاز دارم با کودک درون نیز مشورت کنم و به سلیقه او خرید کنم و اینجوری هم او راضی است و هم این والد خسیس.

حالا سالهاست که هرچه می خرم ازش لذت می برم و از داشتنش خوشحالم و از آن دلزده نمی شوم .

دیگر والد مقتصد متمایل به خسیس هم هی سرزنش نمی کنم که واسه چی اینهمه پول دادی و جرا اینو خریدی و ....

اما هنوز گاهی خواسته های کودک درون با مقتضیات جیب و منطق سازگاری ندارد گرجه واقعا تعدیل شده و دیگر نسبت به خرید خیلی چیزها کنترل دارم .

سفر قبل تو فرودگاه عطرها را بو می کردم و از تصور خودم با آن رایحه های مست کننده سرشار از لذت می شدم و هی به خودم یاد اوری می کردم که هنوز 2 شیشه عطر باز نشده تو کشو دارم .

اما یکی از عطرها عجیب دل و دینم را برد و وسوسه خریدش بیداد می کرذ. خلاصه با کلی شیره و وعده های سرخرمن بی خیال عطر شدم و از آن فضا خارج شدم.

این چند ماه نیز هر بار از جلوی عطر فروشی رد می شدم جلوی خودم را می گرفتم که سراغی از آن رایحه دلنشین نگیرم.

بعد هم بحران اقتصادی و کار و دلار و....

کلا عطر بلاموضوع شد.

شب ولنتاین دوباره تو فروشگاهی روبروی قفسه عطر نازنین میخکوب شدم.

تستری برداشتم و سعی کردم از محل دور شوم.

باز کلی حساب و کتاب و دلیل و آیه که تو این وضع مردم نون ندارند و تو به هوس هایت بها می دهی و .....

باز تستر را بو می کردم و باقیمانده پولم را لمس می کردم.

حال و هوای ولنتاین تو مرکز خرید موج می زد .

به خودم گفتم : یک روز، یک ولنتاین ، یک نفر ،این عطر را برای من می خرد.

از فروشگاه خارج شدم و تستر را به دور انداختم و تو محوطه منتظر دیگر همراهان نشستم.

چند دقیقه ای گذشت و ناگهان متوجه دانه های اشک شدم که به آرامی روی گونه هایم می لغزید.

اشک ها را پاک کردم ولی بغض راه گلویم را بسته بود و باز قطره های اشک از مژگانم فروریخت.

بلند شدم و عطر را خریدم.

به دخترک فروشنده لبخند زدم و گفتم این هدیه ولنتاین به خودم است.

بسته را به دستم داد و با یک لبخند گفت:

happy Valentin

۱۳٩۱/۱۱/٢۸ | ٥:٢٩ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir