تجرد بعد از سی سالگی

دل نوشت های یک دختر سی و چند ساله

در پارکینگ را که باز می کنم غم دنیا می نشیند توی دلم.

دوباره همشهریان محترم لطف کرده اند و توی کوچه باریک ما لب به لب خروجی پارکینگ ایستاده اند.

مینی ماینر هم داشته باشی ، خروج از پارکینگ معزلی است با این وضعیت چه برسد ماشینی با ابعاد معمولی.

از آن طرف ماشین های گذری مجال نمی دهند تا از این تنگنا خارج شوی.

وای به زمانی که عجله هم داشته باشی.

با کلی سلام و صلوات سعی می کنم حواسم به همه ماشین های پارک شده باشد و نگاهم به گذری ها باشد یکهو صدای داد و بیداد می آید.

موتوری که دوبله پشت یکی از ماشین ها پارک کرده بود را ندیده بودم و بهش خوردم.

از ماشین پیاده شدم و با اضطراب بهش گفتم ببخشید ندیدمتان.

موتورش را سرپا می کند و عربده می زند یعنی چی ببخشید؟

گفتم : معذرت می خواهم این ماشین ها بد پارک کرده بودند حواسم به آنها بود.

دوباره نعره می کشد : معذرت می خواهم که نشد حرف درست رانندگی کن.

دیدم مردک ترسیده و از طرفی دیگر می خواهد تمامی فشارهای روزانه را سر من خالی کندوبهمین خاطر موضع حمله گرفته است.

رفتم جلو گفتم: من اشتباه کردم معذرت می خواهم اگر الان هم مشکلی هست در خدمتتان هستم تا ببرمتان بیمارستان یا صبر کنیم پلیس بیاید.

ماشین ها بوق می زنند و او دوباره صدایش را بلند می کند و می گوید: حواست را جمع کن .

گفتم: چشم .مشکلتان اگر حواس من است سعی می کنم دقت بیشتری انجام دهم.

دوباره داد می زند که این چه وضعش است ؟ زدی و می خواهی با معذرت خواهی حلش کنی.

نگاهش می کنم و می گویم الان من چه کار کنم؟ مشکلی داری؟عذر خواهی هم کردم . زنگ می زنم پلیس بیاید تا مقصر مشخص شود.

دوباره شروع به داد و فریاد می کند کی به تو گواهینامه داده و....

همسایه ها همه جمع شده اند و بهش می گویند که چیزی نشده چرا اینجوری می کند.

روی سگم بالا می آید و می گویم من معذرت می خواهم و تمام تلاش را می کنم تا درست رانندگی کنم که خدای نکرده گیر مردهای عوضی و نفهمی مثل تو نیفتم.

سوار ماشین می شوم و گاز می دهم.

 او هم به خاطر پارک دوبله تو کوچه باریک به اندازه من مقصر بود و نمی فهمیدم چرا نمی تواند یک برخورد بالغانه و منطقی را بپذیرد و حتما باید مثل سگ و گربه به جان هم میفتادیم و اعصاب هم را بهم بریزیم تا خیالش راحت شود.

منهم می توانستم از اول برخورد دفاعی داشته باشم و به جای عذرخواهی با توپ پر جلو بروم که اینجا جای پارک کردن است ؟ و دست پیش را بگیرم ولی فکر کردم که بالغانه قبول اشتباهات است و باید منطقی برخورد کنم.

اما نتیجه بحثی بی نتیجه و انرژی بر شد که مسلما در عملکرد روزانه هردویمان تاثیری زیاد خواهد داشت.

۱۳٩۱/۱۱/۱۱ | ۳:۱٢ ‎ب.ظ | | نظرات () |

www . night Skin . ir